تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
ديگر صنفهاست ، اختصاص داد ، و گفت :
« يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ »
( زيرا جناح در حقيقت جز بر عضوى كه داراى پر و نى ، و پرهاى ( موسوم به ) اباهر و خوافى و قوادم است ، اطلاق نمىگردد « 2 » ) تا به سبب اختصاص اين صنف از ميان اصناف پرندگان به نهى از قتل و تعذيب ، با قيد
« بِجَناحَيْهِ »
بر اين معنى دليل آورد كه مقصود از
« دَابَّةٍ »
مذكور در صدر آيه ، صنف ممتاز از اصناف « دوابّ » است تا حشرات از حكم آن دوابّ خارج شود ، چنان كه حشرات ضعيف از نوع طائر با تشخيص صنف مورد اشاره ، خارج گرديد ، و خداوند به تعيين نوع دوم ( طائر ) اكتفا نمود ، و از تبيين نوع اول سخن نگفت ، از آن رو كه مىداند عارف به نظم كلام ، نوع اول را بر نوع دوم قياس مىكند . و از شاهدهاى انفصال گفتار خداى - تعالى - است :
« وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ
« 1 »
»
گوينده‌اى مىتواند بگويد : « آنچه در اين آيه جواب مدّعيان
« إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ »
آمده ، در ظاهر امر ، از نظر اشكالى كه بر آن وارد مىشود ، در ظاهر شايسته يك جواب صحيح نيست » . زيرا ممكن است مدّعى از ميان آن كافران ، هنگامى كه قول خداى - تعالى - :
« لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ »
را مىشنود ، ممكن است بگويد : « ما مىدانيم زبان معلّم ( قرآن به پيامبر ) اعجمى و اين ( زبان قرآن ) زبان عربى فصيح است ، ولى اين مانع از آن نمىشود كه شخص عجمى ( غير عرب ) با وجودى كه زبانش نارساست ، اخبار و داستانها را بر اين شخص عربى فصيح ، القا كرده باشد و او آنچه را كه شخص عجمى با زبان نارسايش آموخته ، در قالب الفاظ عربى روشنش آشكار كرده باشد ، و در نتيجه آن كتاب چنان كه وصف نموده ، آمده باشد ، و لكنت زبان شخصى كه ما تعليم قرآن را به او نسبت داده‌ايم سخت‌تر از زبان امّتهاى گذشته نيست ، امّتهاى گذشته‌اى كه اخبار و داستانهاى ايشان را براى ما مىخواند ، چرا كه زبان ايشان قبطى ، و عبرىّ ، و رومى و زبانهاى ديگر است ، پس وى ( پيامبر ) معانى آن داستانها و اخبار را مىگيرد ، و با زبان عربى فصيحش بيان مىكند » ( در جواب گفته مىشود ) اين اشكال موضوع آشكارى است كه نزديك نيست از كافران پوشيده باشد ، كه ايشان با وجود
هامش
( 2 ) اصل متن عبارت داخل پرانتز چنين است : « لانّه لا يطلق الجناح حقيقة الّا على العضو الّذى ليس له ريش و قصب و اباهر و خوافى و قوادم » و بديهى است كه براى صحّت عبارت متن يكى از دو كلمه « ليس » يا « الّا » زايد است ، و مترجم عبارت را با حذف « ليس » ترجمه كرد . ر ك : تحرير ص 610 . اباهر جمع ابهر ، پرهايى است كه پهلوى خوافى واقع شده است و خوافى جمع خافيه ، بر پرهاى چارگانه‌اى اطلاق مىشود كه وقتى پرنده بالش را جمع مىكند مخفى مىگردد . و قوادم جمع قادمه عبارت از پرهاى دهگانه يا چهارگانه پرنده است كه در جلو بالها قرار دارد . ر ك : المعجم الوسيط . ( 1 ) - سورة النحل ؛ 16 ، آيه 103 .