تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
است - مقيّد نمود كه رفع عذاب را منوط به عدم بازگشت به ارتكاب موجبات عذاب قرار داد ، پس بلاغت اقتضا كرد
« قَلِيلًا »
گويد ، تا در دلايل پيامبرى ، خبر از غيب مندرج شود ، و آن ، خبر از تحقّق عود ( بازگشت به موجبات عذاب ) است ، پس خداى - سبحانه - قيد
« قَلِيلًا »
را مرشّح ايضاح ، و خبر از تحقّق عود ( - بازگشت ) قرار داد ، عودى كه سبب قلّت رفع عذاب است ، و شرط مأخوذ از استعداد كلام است كه اين نوع را به نوع اول بازمىگرداند . و مناقضه را نوعى ديگر باشد و آن مناقضه گوينده با ديگرى در معنايى است ، مانند مناقضه ابو القاسم بن واسانه با نصيب يا عبد بنى الحسحاس « 1 » در اين شعر : ( طويل )
فما زال بردي طيّبا من ثيابها * إلى الحول حتّى أنهج البرد باليا
پس الواسانى « 2 » ( در مناقصه او ) گفته است : ( منسرح )
فصاك بى طيبه وصاك به * منّى صنان فى حدّة البصل
« 3 » پس وى معناى مقصود « 6 » را در صدر بيت خود ، آورده و در بقيّه بيت با او مناقضه كرده است ، و ليكن به پاى او نتوانست رسيد . و مانند مناقضه ابن حجّاج با دريد بن الصّمّة در اين شعر « 4 » : ( طويل )
صبا ما صبا حتّى علا الشّيب رأسه * فلمّا علاه قال للباطل ابعد
پس ابن الحجّاج ( در مناقضه با او ) گفت : ( كامل مجزوء )
لا تغترر بمشيبه * فالشّيخ من سقط المتاع
و نيز گفت : ( بسيط )
شيخ يغازله الملوى و يخدعه ال * مثنى و يعمل فيه البمّ و الزّير
و از اين نوع مناقضه است گفتار خداى - تعالى - :
« فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ
« 5 »
»
پس خداى - سبحانه - به مقتضاى امر به عدالت - همانندى كيفر را با نوع ستم و
هامش
( 1 ) - او سحيم بن وئيل الرّياحى است ، و آن بيت در ديوان او ص 20 ( با تصحيح استاد عبد العزيز الميمنى ، چاپ دار الكتب المصريّة ، سال 1369 ه / 1950 م ) مندرج است . ( 2 ) - او ابو القاسم الحسين بن الحسين الواسانى از شعراى مذكور در « يتيمة الدهر » است ، ( معجم الادباء ياقوت ) . ( 3 ) - يتيمة الدهر ، ج 1 ص 312 ، چاپ مطبعة الصاوى ، سال 1352 ه / 1934 م ، و آن از ابيات قصيده‌اى است كه ابو الفضل يوسف بن على را به آن هجو كرده است . ( 4 ) - شعراء النّصرانية ، ج 1 ص 759 . ( 6 ) نصّ بديع القرآن « بيت المعزّى » بود ، مترجم احتمال داد محرّف از « بيت المغزى » باشد ، و معناى آن در ترجمه منظور شد . ( 5 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 194 .