گفت :
« وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
زيرا جميع مولّدات ( مواليد « 5 » ) ، و عناصرى كه از آن تولّد يافتهاند ؛ آنچه داخل زمين است ، و آنچه از داخل زمين به پشت آن بيرون آمده ، خارج از اين دو قسم نيست ، و خداوند حدّ وسط ميان داخل و خارج زمين را ملغى نمود ؛ زيرا حدّ متوسّط آميخته از اين دو قسم است ، و بنابراين با بيان اصل از بيان فرع بىنيازى حاصل شد سپس گفت :
« إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
تا اشاره به اين معنى باشد كه علم خداى ، علم كسى است كه معلومش در
« كِتابٍ مُبِينٍ »
ثبت شده و از فراموشى و انحراف ، ايمن است ، چنان كه خداى - سبحانه - گفته :
« عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى
« 1 »
»
و از شاهدهاى شعرى اين باب ديدم قول شاعر را « 2 » : ( طويل )
إليك طوى عرض البسيطة جاعل * قصارى المطايا أن يلوح له القصر
و كنت و عزمى و الظّلام و صارمى * ثلاثة اشباه « 3 » كما اجتمع النّسر
فسرت بآمالي لملك هو الورى * و دار هى الدّنيا و يوم هو الدّهر
و مقصودم از نقل اين اشعار ، بيت آخر بود ، پس بتحقيق اين شاعر قصد داشته ممدوح را بزرگ ، و خانهاش را باشكوه ، و روز ديدارش را ميمون شمرد ، پس ممدوح را همه مردم ، و خانهاى كه به قصد وى آهنگ آن كرده ، همه دنيا ، و روزى را كه در آن به ديدارش رسيده ، همه روزگار قرار داده است . پس وى جزئى را كلّى تلقّى كرده ، پس از آنكه همه اقسام آن جزئى را به حصر درآورده است ، امّا اينكه جزئى را كلّى قرار داده ، از اين جهت است كه ممدوح جزئى از مردم ، و خانهاش جزئى از دنيا و روز ديدارش جزئى از روزگار است ، و امّا حصر اقسام جزئى به سبب اين است كه عالم عبارت از اجسام ، و ظروف زمان ، و ظروف مكان است و شاعر همه آن اجزاء را در شخص ممدوح و خانه وى ، و روز ديدارش محصور كرده است .
امّا الحاق جزئى به كلّى به سبب اين است كه وى ممدوح را در منزلت همه مردم قرار داده ؛ زيرا شخصيّتش را معادل همه آنها قرار داده و آن گرفتهشده از شعر ابو نواس « 4 » است : ( سريع )
هامش
( 1 ) - سورة طه ؛ 20 ، آيه 152 .
( 5 ) منظور از مولّدات يا مواليد ، جماد ، و نبات و حيوان است . ر ك : فرهنگ فارسى معين ج 4 ص 4420 و 4447
( 2 ) - آن شاعر سلامى است چنان كه در انوار الربيع ابن معصوم ص 627 مذكور است ، و روايت شعر در آن كتاب « جاهلا » است ، و در معاهد التنصيص ج 2 ص 19 شاعر سلامى نام برده شده و روايت آن با « جاعلا » است .
( 3 ) - روايت آن در يتيمة الدهر ، ج 2 ص 163 ، و خزانة الادب حموى ص 454 و تحرير التحبير چنين است . و در نسخههاى اصل « اشياء » ضبط شده ، و آنچه ضبط كرديم به معناى بيت نزديكتر و روشنتر است .
( 4 ) - الصناعتين ص 216 ، نهاية الارب ج 7 ص 166