و كنت إذا استنزلت من جانب الرّضى * نزلت نزول الغيث فى البلد المحل « 1 »
و إن هيّج الاعداء منك حفيظة * وقعت وقوع النّار فى الحطب الجزل
پس همانا اين شاعر در بيت اول در عبارت : « نزلت نزول الغيث » استعاره را [ به تشبيه « 3 » ) مقرون گردانيده است ، امّا استعاره آن ، اين است كه شاعر « نزول » را براى ممدوح استعاره آورده ؛ زيرا حقيقت مقصودش اين است كه هرگاه از تو طلب رضايت شود ، راضى مىشوى . و امّا تشبيه ، در عبارت « نزول الغيث » واقع شده و تقدير آن چنين است : « نزلت نزولا مثل نزول الغيث » . و نيز تجنيس تغاير را در « نزلت نزول الغيث » - از آن جهت تجنيس تغاير است كه لفظ اولى فعل و دومى اسم مىباشد - به فنّ ترشيح مقرون گردانيده است ؛ زيرا با اين تجنيس كلام براى ايغال ، ترشيح مىشود ، چرا كه سخن شاعر با « نزلت نزول الغيث » تمام مىشود ، و چون شاعر نيازمند قافيه بود ، قافيهاى آورد كه با آن معنايى را علاوه بر معناى كلام بيان نمايد ، پس قول وى : « فى البلد المحل » معنايى اضافه بر معناى بيت است ؛ زيرا باران گاهى بر سرزمين سبز فرودمىآيد ، و ممكن است براى آن سرزمين زيانبخش باشد ، و ليكن چون گفت : « فى البلد المحل » دانسته شد كه آن باران به موقع ، و در جايى كه نيازمند به باران بوده ، فرودآمده بنابراين موقعيّتش بهتر و سودش بيشتر است ، و مبالغه در تشبيه داخل شده ؛ زيرا نزول ممدوح را از نظر سرعت به نزول باران تشبيه كرده است ، و در بيت دوم استعاره را در عبارت « وقعت » به تشبيه ، در عبارت « وقوع النّار » مقترن ، و مبالغه را در اين تشبيه وارد ساخته است ؛ زيرا « وقعت وقوع النّار » مبالغه است ، و در تجنيس تغاير ، كه در دو لفظ « وقعت » و « وقوع النّار » تحقّق يافته ، ترشيح براى ايغال داخل شده است ؛ زيرا كلام وى ، در پايان جمله « وقعت وقوع النّار » پايان يافته ، و چون كلام احتياج به قافيه داشته ، قافيهاى آورد كه متضمّن معنايى علاوه بر معناى بيت باشد ، زيرا شعلهور شدن آتشى را كه خشم ممدوح به آن تشبيه شده ، اشتعال در هيزم قوىّ و سخت ، قرار داده ، و بنابراين آن هيزم براى اشتعال و سوزانيدن قويتر است ، و اگر نمىگفت « وقوع النّار » عبارت فى « الحطب الجزل » به صفت حسن متّصف نمىشد ، چنان كه اگر در بيت قبل از آن « نزول الغيث » نمىگفت ، عبارت « فى البلد المحل » صفت حسن نمىيافت . و بتحقيق تميم بن مقبل در اين معنى نيكو آورده جايى كه گفته است « 2 » : ( طويل )
لدن غدوة حتّى نزعنا عشيّة * و قد مات شطر الشّمس و الشّطر مدنف
هامش
( 1 ) - نگاه كن به نهاية الارب ، ج 7 ص 175 ، و تحرير التحبير برگ 271 ( نسخه چاپى ص 603 )
( 3 ) مترجم عبارت داخل قلّاب را براى تكميل معنى از عبارت تحرير ، همين باب ( ص 603 ) اقتباس كرد .
( 2 ) - آن بيت در نهاية الارب ، ج 7 ص 175 چاپ دار الكتب المصريّة ، نقل شده است .