و ليس للّه بمستنكر * أن يجمع العالم فى واحد
و خانهاش را بهمنزله دنيايى فرض كرده كه نسبت به خانه ممدوح كلّ است ، و روز ملاقات او را بهمنزله روزگارى دانسته كه نسبت به آن روز كلّ است ، و در اين باب مثالى مانند اين بيت نديدم .
باب مقارنه « 1 »
و آن عبارت است از اينكه در يك كلمه از كلام دو نوع از انواع بديع به يكديگر مقرون باشد ، و فرق ميان اين باب و باب إبداع آن است كه ابداع عبارت از آوردن دو فنّ بديعى يا بيشتر در يك كلمه بدون اقتران است .
و از آن باب در كتاب عزيز قول خداى - تعالى - :
« وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ
« 2 »
»
آمده است . پس در دو لفظ از اين الفاظ دو نوع بديع به يكديگر مقرون شده است ؛ تنكيت كه به مبالغه مقرون شده به اين شرح كه : گويندهاى ممكن است بگويد : نكتهاى كه موجب ترجيح اختصاص يافتن كلمه « ظهور » نه كلمه « رءوس » براى حملشده چيست ؟
در جواب گفته مىشود : نكته آن ، اشاره به سنگينى وزن است ؛ زيرا پشت براى برداشتن بار مقاومتر از سر است ، و لازمه ذكر ظهور كه حاكى از عجز رئوس از حمل بارهاست ، مبالغهاى است كه مقرون به تنكيت مىباشد ( و مقارنه دوم ) كه مقارنه اول را در خود پيچيده اقتران تجنيس مزاوجت « 3 » به ترشيح است ، كه تجنيس مزاوجت در قول خداى - تعالى - :
« أَوْزارَهُمْ »
پيش از
« عَلى ظُهُورِهِمْ »
.
و قول خداى تعالى :
« يَزِرُونَ »
بعد از آن است ، و اين تجنيس مرشّح فاصله براى « تصدير » است ، تصديرى كه به سبب آن فاصله استقرار مىيابد ، و ترشيح به تجنيس و تجنيس به تصدير مقترن است .
و از جمله شاهدهاى شعرى اين باب است ، شعر ادريس بن اليمان از شاعران مغرب : ( طويل )
هامش
( 1 ) - انتساب اين نوع به مؤلّف بىاشكال است و كسى در آن بر او پيشى نگرفته است ، و ليكن فرقى ميان آن نوع و نوع ابداع - كه آن را نيز مؤلف اختراع كرده - نمىبينم ، و آنچه به عنوان فرق ياد كرده ، فرق تلقّى نمىشود . حسن التوسّل ص 87 ، نهاية الارب ج 7 ص 175 .
( 2 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 31
( 3 ) مؤلّف در تحرير ، همين باب ( ص 603 ) تجنيس در اين آيه را تجنيس تغاير ناميده و ظاهرا وجه صحيح همان است چون بر آن تجنيس ، تعريف تغاير صدق مىكند امّا شباهتى به مثالهاى مزاوجت لفظى ندارد . و چهبسا نام تجنيس اشتقاق بر آن صادقتر باشد .