وى در اين بيت ، ارداف را به استعاره مقرون گردانيده ؛ زيرا غروب را با عبارت « موت شطر الشّمس » در اول مصراع دوم بيان داشته ، و اين ارداف است ، و براى نيم ديگر خورشيد « دنف » را استعاره آورده ، و دنف عبارت از شدّت بيمارى در آخر عمر است ، و اين بيت از ابيات بسيار بليغ مىباشد ؛ زيرا مقارنه در يك قسمت از بيت ( مصراع دوم ) تحقّق يافته است .
و فرق ميان مقارنه ، و تعليق ، و ادماج ، اين است كه مقارنه تنها در معانى بديع ، و تعليق و ادماج در معانى بديع و در فنون كلامى هر دو تحقّق مىيابد .
و مقارنه را قسمى ديگر باشد ، و آن عبارت از اين است كه شاعر ، شعر خود را به شعر ديگرى مقترن سازد ، و آن عكس فن ابداع و استعانت « 3 » است ، زيرا در ابداع و استعانت شاعر ، شعر خود را بر شعر ديگرى و در مقارنه شعر ديگرى را بر شعر خود مقدّم مىآورد ، و براساس آن - هر قدر بخواهد - شعر خود را بنا مىنهد ؛ چنان كه از هارون الرشيد حكايت شده كه روزى به جمّاز گفت : « كوتاهگوى و با كلام « الملك للّه وحده » آغاز كن » پس جمّاز گفت : « و للخليفة بعده ، و للمحبّ إذا ما حبيبه بات عنده »
باب رمز و ايماء « 1 »
فحواى اين باب عبارت از اين است كه متكلّم بخواهد مطلبى را در كلام خود مخفى نمايد ، و در ضمن آن را به مخاطب بفهماند ؛ پس در طى كلام ، رمزى مىآورد كه به واسطه آن مخاطب به روش استخراج آن مطلب مخفى راهنمايى مىشود ، و فرق ميان اين باب ، و باب وحى و اشاره اين است كه متكلّم در باب وحى و اشاره نه با روش رمز ، و نه جز آن نشانهاى بجاى نمىگذارد كه بر معنايى كه پوشيده داشته ، دليل باشد ، بلكه مرادش را وحىگونه بيان مىدارد بر صورتى كه تقريبا جز ماهرترين مردم آن را نمىفهمد ؛ بنابراين در وحى و اشاره ، خفاى مراد بيشتر از خفاى مراد در رمز و ايماء است . و فرق ميان رمز و ايماء و الغاز اين است كه براى الغاز در كلام ناچار با بيان برخى از نامها و صفات مشترك ميان مطلب معمّا و مطالب ديگر دليل لازم است ، بنابراين باب « إلغاز » روشنتر از باب رمز است .
مثال براى رمز شعر نابغه ذبيانى است « 2 » : ( بسيط )
هامش
( 1 ) - شگفتآور است كه مؤلّف مدّعى اختراع اين نوع است ، و حقيقت آن است كه وى را در اين باب ، ابن رشيق در العمدة پيشى گرفته ، و در آن كتاب از آن سخن گفته و از انواع اشاره قرارش داده است ، العمدة ، ج 1 ص 207 و 208 .
( 3 ) استعانت يكى از ابواب بديع است كه مؤلّف در كتاب « تحرير » ص 383 آورده است .
( 2 ) - ديوان او ص 32 ، و شعراء النّصرانيّة ، ج 2 ص 665