تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
معناى اين شعر ، در ظاهر مبهم است ؛ زيرا شنونده مىپندارد مقصود شاعر ميهمانى از بشر است ، و تصوّر مىكند با آن شعر خويشتن را هجو كرده درحالىكه خردمند خود را هجو نمىكند ، و به اين سبب ، مطلب بر شنونده مبهم مىشود ، درحالىكه مقصود شاعر از ميهمان ، گرگ است كه ( پايش را شباهنگام گزيد « 2 » ) پس شاعر آن را هدف قرار داده و كشته است . و در كتاب عزيز ، از جمله موارد ابهامى كه براى امتحان ايمان مىباشد ، قول خداى - تعالى - در وصف دوزخ - اعاذنا اللّه منها - است :
« عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
« 1 »
»
پس همانا معناى آن كلام اشدّ ابهام را دارد ، زيرا گوينده‌اى را رسد كه گويد : « نكته مطرح شدن آن عدد چيست ؟ » - گفته نشود : « اين سؤال بىمورد است ، به سبب آنكه هر عددى فرض مىشد اين سؤال پيش مىآمد ، به‌طورىكه اگر گفته مىشد : « عليها خمسة عشر » يا « أحد عشر » يا « عشرون » و يا عدد ديگرى ، بازهم آن سؤال مطرح مىشد ، و بنابراين پرسشى كه چنين وصفى داشته باشد بىمورد است » زيرا ما مىگوييم : « اين تقرير در مورد كلامى است كه از مخلوق صادر شود ؛ مخلوقى كه در كلام و خبرش خلاف حقيقت وارد مىشود ، و معصوم از دروغ نيست ، و ممكن است در سخنش فرض محالى را تصوّر كند ، امّا آفريدگار - سبحانه - كه در خبرش تخلّف از حقيقت نيست ، و وقتى خبرى دهد ، خبرش مطابق با واقع است ، پس هرگاه او عددى را در خبر خود مطرح نمايد ، در توجيه آن گفته نمىشود كه اگر عدد ديگرى هم مىآورد مورد پرسش قرار مىگرفت ؛ زيرا كسى نمىتواند معتقد شود كه در مورد آن عدد ، خداوند عدد ديگرى را موضوع خبر قرار دهد ، زيرا آن عدد حقّ محقّق است ، و وقتى مطلب ، چنان است ، بنابراين گوينده‌اى را رسد كه گويد : « فلسفه محدود كردن فرشتگان عذاب در اين عدد معين چيست ؟ » پس آن سؤال بجا ، و درخور جواب است ، تا ابهامى كه بر ظاهر كلام مىباشد بر طرف شود . امام فخر الدين بن الخطيب را ديدم در « شرح اسماء اللّه الحسنى » از آن سؤال چنين جواب داده و گفته است : « چون مكلّف عبارت است از حواسّ ظاهر و حواس باطن - كه تعداد آن ده حسّ است - و قوه‌ها و طبايع پنجگانه - كه تعداد آن پنج قوه است و آن هاضمه ، مميّزه ، غاذيه ، ماسكه ، دافعه مىباشد ، و چون اين حواسّ و قواست كه انگيزه اشتغال به لذّتهاى دنيوى و شهوتهاى حيوانى و دفع مضرّتهاى بدنى و مانع اشتغال به اسباب نزديكى به بهشتها و موجبات دورى از دوزخهاست ،
هامش
( 2 ) عبارت داخل پرانتز ترجمه اصل متن « عضّ رجله فى الليل » است ، در تحرير ( ص 598 ) بجاى آن « غشىّ رحله فى الليل » ضبط شده است . و معناى آن چنين است : « گرگى شباهنگام به اقامتگاه او آمد . » ( 1 ) - سورة المدّثّر ؛ 74 ، آيه 30