تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
انجام مثل آن كار فراخواند ( تحدّى كند ) تا آن كار خارق‌العاده نشان صدق مدّعاى وى باشد ؟ » ، و در جواب اين سؤال گفته مىشود : « ابهام در مورد معجزات براى اين است كه قوّت ايمان مؤمن از ضعف آن بازشناخته شود ؛ چرا كه مؤمن قوّى ايمان پيامبرى اينان را كه قرآن به پيامبريشان لب گشوده ، و به رسالتشان گواهى داده ، تصديق مىكند ، هرچند معجزه‌اى برايشان - چنان كه براى پيامبران ديگر شنيده - نشنيده باشد ، پس چه‌بسا فردى كه ايمانش ضعيف و عقلش ناقص است ، درباره آن پيامبران ، به اعتقاد اهل كتاب گرايش پيدا كند ؛ چرا كه اهل كتاب از زمان حضرت موسى ( ع ) تا اندكى پيش از زمان عيسى ( ع ) به پيامبرى هيچ پيامبرى جز اينكه از بنى اسرائيل باشد ، اعتقاد ندارند ؛ جز اينكه بلاغت ، و حسن بيان كه مؤثر در بلاغت است ، بر متكلّم ايجاب مىكند ، به آنچه در كلامش مبهم آورده ، اشاره كند تا آن اشاره در اثناى كلام مندرج شود و صفت « ادماج » يابد ، چنان كه در كتاب عزيز آمده است . پس بتحقيق داستان نوح ( ع ) در سوره هود ، و غير آن بدون تصريح به معجزه‌اى از نوح ، و در سوره يونس ( ع ) ، با اشاره به اينكه نوح با آياتى به قومش مبعوث شده ، آمده هرچند آن آيات بيان نشده است ، و آن اشاره به معجزات نوح ، در سوره يونس ( ع ) در قول خداى - تعالى - است :
« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ ، إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامِي وَ تَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ
« 1 »
»
پس حضرت نوح از خويشتن خبر داده كه بر وجه اجمال آيات خدا را به يادشان آورده ، و آن آيات را معيّن نكرده ، تا بر اين مورد نام ابهام باقى بماند ؛ هرچند ممكن است آياتى كه به يادشان آورده ، موعظه‌هايى باشد كه متضمّن قدرت خداى - تعالى - و صنع وى در جهان و غير آن باشد ، و معجزات را اراده نكرده باشد ، و احتمال دارد معجزات را اراده كرده باشد ؛ و اللّه اعلم ، و صريح‌تر از اين مورد ، قول خداى - تعالى - درباره داستان شعيب ، در سوره اعراف است :
« قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
« 2 »
»
، تقدير كلام : « قد جاءتكم آية بيّنة من ربّكم » مىباشد پس موصوف حذف شده ، و صفت جانشين آن گرديده است . و از آن قسم ابهامى كه به سبب آن هوش ارزيابى مىشود ، كلامى است كه متكلّم در قالب لطيفه و نادره ظاهر ساخته ، و از آن قبيل است اين حكايت كه شاعرى « 3 » از جمله شاعرانى بود كه به حسن بن سهل ، به مناسبت ، ازدواج مأمون با دخترش پوران تبريك گفتند ، حسن بن سهل ، همه
هامش
( 1 ) - سورة يونس ؛ 10 ، آيه 71 ( 2 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 73 و 85 ( 3 ) - آن شاعر ، محمّد بن حازم الباهلى از شاعران دولت عباسى بود ، خزانة ابن حجّة ص 79 و نهاية الارب ، ج 7 ص 174 ، و انوار الربيع ابن معصوم ص 131