باب زيادتى كه لفظ را فصاحت و حسن و معنى را تاكيد و تمييز از معناى ديگر بخشد « 1 »
مثال موردى كه زيادت ، لفظ را فصاحت و معنى را تأكيد مىبخشد قول خداى - تعالى است :
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ
« 2 »
»
، پس هر صاحب ذوق سالم و نظردرست ، ميان اين عبارت با اضافه « ما » ، و همين عبارت بدون « ما » فرق مىگذارد ، پس اگر گفته مىشد : « فبرحمة من اللّه لنت لهم » ، آن دلنشينى كه براى
« فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ »
هست ، براى آن نمىيافتى ، و طبع نيكوى معتدل گواهى مىدهد كه آيه با آن زيادت فصيحتر است ، و همان است كه اين استحكام و رونق را به كلام بخشيده ، علاوه بر اينكه معنى را مؤكّد ساخته است .
و مثال زيادتى كه از قسم دوم باشد ، قول خداى - تعالى - است :
« لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ
« 3 »
»
، پس بتحقيق ممكن بود آن دو لفظ بدون زيادت بيايد و گفته شود « لها ما كسبت و عليها ما كسبت » و همانا مانع از آن اسلوب عيبى است كه در لفظ و دشوارييى است كه در معناى مقصود حاصل مىشود . امّا عيب آن عبارت است از سنگين شدن عبارت با تكرار
كَسَبَتْ
بدون كم و زياد ، در تركيبى كه لفظ دومى نزديك به اوّلى است كه موجب سنگينى تركيب مىشد ، و امّا دشوارى معنى ، از آن جهت مىباشد كه مقصود اشاره به اين است كه فطرتى كه خداى - سبحانه و تعالى - مردم را بر آن سرشته فطرت خير است ، پس آدمى با آن سابقه فطرت اوّلى در اصل خلقتش ، نيكو نباشد كه به او جز كسب حسنات منسوب گردد ، و آنچه از گناهان انجام مىدهد ، از روى مخالفت با فطرت انجام مىدهد ، و در نتيجه كارى كه در سرشتش نيست بر خود تحميل مىكند ، و ازاينرو واجب شد « تاء » باب افتعال افزوده شود ، و با افزودن آن به سبب مغايرت هريك از دو كلمه با كلمه همريشهاش ، عيب از نظم كلام بر طرف گرديد ، و اشاره به معناى مقصود تحقق يافت تا معناى اين كلام موافق باشد با : قول خداى تعالى :
« فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 4 »
»
و با معناى قول پيامبر ( ع ) : « كلّ مولود يولد على الفطرة حتّى يكون ابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه » « 5 » .
هامش
( 1 ) - معتقدم كه مؤلّف را در اين باب مزيّت اختراع نباشد ، چرا كه آن باب درست همان بابى است كه زير اسم « التتميم » يا « الاحتراس » از آن سخن رفت ، و درست همان بابى است كه تبريزى در كتاب بديع خود با همين نام قراردادى ابن ابى الاصبع آورده و از آن سخن گفته است .
( 2 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 159
( 3 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 286
( 4 ) - سورة الرّوم ؛ 30 ، آيه 30
( 5 ) - الجامع الصغير ، ج 2 ص 171 ؛ و كشف الخفاء ، ج 2 ص 125