را براى ممدوح قرار داده است .
و اين باب را قسمى است كه در تشبيه و نسبت جمله خبريّه واقع مىشود و آن ، اين است كه براى مشبّه يا مخبر عنه صفاتى باشد ، پس متكلّم ، برخى از صفات را طورى نفى كند كه از آن اثبات ساير صفات براى مشبّه يا مخبر عنه لازم آيد ، مانند قول پيامبر خدا ( ص ) به على ( ع ) : « أ ما ترضى أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى « 1 » » پس ( در اين حديث ) پيامبر ( ص ) از همه آنچه براى هارون نسبت به موسى - عليهما السلام - بود ، نبوّت را بر وجه استثناء سلب نمود .
و از قسم اول اين باب است همه معجزات پيامبران - صلوات الله عليهم و سلامه - پس همانا ظاهر معجزه به پيامبرى كه به دست وى آمده منسوب مىگردد ، و از كار او شمرده مىشود ، درحالىكه در حقيقت كار خداى - تعالى - است ، و از آن نوع است در كتاب عزيز ، گفتار خداى - تعالى - :
« وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 2 »
»
، پس خداوند فعل
« رَمى »
را براى پيامبر ( ص ) مقرّر داشت . زيرا ظاهر آن به دست وى انجام گرفت ، و حقيقت آن را از او نفى كرد ؛ زيرا مثل چنان
« رَمى »
جز از سوى خداى - سبحانه - ممكن نيست ؛ زيرا هريك سنگريزه به چشم انسانى از افراد آن قوم اصابت كرد . و آن كار جز كار خداى - تعالى - نيست .
هامش
( 1 ) - الجامع الصغير ، ج 2 ص 98
( 2 ) - سورة الانفال ؛ 8 ، آيه 17