تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مقام خلافتى است كه خود به آن موعود بود ، براى ذريّه‌اش ، پس گويى ، ابراهيم ( ع ) گفته : « ربّ و اجعل ذلك لبعض ذرّيّتى » و هر طلبى امر است ، و ليكن در صورتى كه از طرف خداى - سبحانه و تعالى - باشد ، و اگر از طرف بنده باشد ، رعايت حسن ادب با پروردگار - عزّ و جلّ - ايجاب مىكند ، دعا ناميده شود ، و لفظ امر بر آن اطلاق نمىگردد ، هرچند در اصل وضع امر است ، و امر به شىء بنا بر اصحّ دو قول ، نهى از ضدّ آن است ؛ بنابراين گويى معناى آن كلام « و تحرم بعض ذرّيّتى ذلك » است . امّا وعد آيه ، بيان آن از پيش گذشت . امّا وعيد آيه ، وعيد آن ، در قول خداى - تعالى - :
« لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ »
است ، پس حاصل معناى آن كلام اين است كه ستمكاران ذرّيه‌ات به مقام خلافت نمىرسند ، و محروميّت از آن ، منتهاى وعيد است ، و در اين كلام علاوه بر آن فنون « تنكيت » عجيبى ، در قول خداوند
« إِنِّي جاعِلُكَ »
- در صيغه اسم فاعل مضافى كه دلالت بر گذشته دارد ، - تحقّق يافته است ، و معناى آن جمله اين است كه من در علم ازلى خود تو را امام قرار داده‌ام ، و اين نكته براى آن است كه خليل ( ع ) به تحقّق آن وعده اطمينان يابد ، چرا كه آن وعده‌اى است كه در علم خدا گذشته ، و خداى - سبحانه و تعالى - خلاف وعده‌اش عمل نمىكند ، و علمش تغيير نمىيابد . پس ببين ، تفاوت حاصل اين الفاظ كه برخى از يك آيه است و حاصل ابيات عمر بن ابى ربيعه از كجاست تا به كجا !