باب اثبات حاصل از نفى « 1 »
( اثبات چيزى براى چيزى با نفى چيز اول از غير چيز دوم « 4 » ) و آن عبارت است از اينكه گوينده بخواهد انسانى را به صفت مدحى مخصوص گرداند ، و ديگرى را در آن شركت ندهد ، پس آن صفت را در آغاز سخن از همه مردم نفى مىكند ، و ويژه انسان ممدوح مىگرداند ، مانند شعر خنساء درباره برادرش صخر « 2 » : ( طويل )
و ما بلغت كفّ امرئ متناولا * من المجد الّا و الّذى نلت أطول
و ما بلغ المهدون للناس مدحة * و إن أطنبوا الّا الّذى فيك أفضل
ابو نواس آن معنى را گرفته ، و درباره « محمّد الامين » گفته است « 3 » : ( طويل )
إذا نحن أثنينا عليك يصالح * فأنت كما نثنى و فوق الّذي نثنى
و إن جرت الألفاظ منّا بمدحة * لغيرك انسانا فانت الّذي نعني
ابو نواس به هيچ وجه در شعرش بيت اول از دو بيت خنساء را مطرح نساخته ، و همانا معناى بيت دوم را گرفته ، ( و همه آن را در بيت اولش گنجانيده است « 5 » ) ، و به سبب مهارتش دريافت معنى ناقص است ، زيرا وى از معناى مقصود تنها آن قسمتى را آورده كه حاكى از تفضيل مدح ممدوح او بر مدح ساير ممدوحان است ، و آن معناى بيت خنساء است درحالىكه قسمتى از معناى منظور او درباره اين ممدوح - و آن اختصاص وى به مدحى است كه شاعر درباره ديگران سروده - باقى مانده است . پس ابو نواس خبر داد كه هرچند الفاظ مدح وى متوجّه ديگران باشد ، امّا مقصودش ثبوت آن براى ممدوح خود است بنابراين لفظ مدح را براى غير ممدوح خود ، و معناى آن
هامش
( 1 ) - انتساب اين نوع به مؤلّف بىاشكال است ، و كسى بر وى پيشى نجسته است .
( 4 ) عبارت داخل پرانتز ترجمه عنوان متن بديع القرآن : « اثبات الشيء للشيء بنفيه عن غير ذلك الشيء » است . مترجم آن را به عنوان « اثبات حاصل از نفى » ترجمه كرد . پوشيده نماند كه مؤلّف اين باب را در تحرير ( ص 593 ) « السّلب و الايجاب » ناميده است .
( 2 ) - ديوان او ، چاپ بيروت ص 25 ، روايت آن در برخى الفاظ با اين روايت اختلاف دارد .
( 3 ) - ديوان او ، ص 415 با تصحيح و توضيح استاد احمد عبد المجيد الغزالى .
( 5 ) عبارت داخل پرانتز ترجمه اصل متن بديع القرآن « فعمله برمّته فى بيته الاوّل » مىباشد . اين عبارت ، با عبارت تحرير :
« . . . فلم يتهيّأ له اخذه الّا فى بيتين » ( باب السلب و الايجاب ص 593 ) مخالف است ، بنابراين ممكن است نظر مؤلّف در اين كتاب درباره دو بيت ابو نواس در مقايسه با دو بيت خنساء تغيير كرده و يا عبارت « فى بيته الاول » در بديع القرآن ، محرّف از « فى بيتين » باشد .