تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نشان دهد وى نوجوان است ، زيرا زن نوجوان جز به مرد نوجوان تمايل پيدا نمىكند ، و در نتيجه شاعر ، در اين ميان عذر خود را براى عشق مندرج سازد ، و بيان نمايد كه عاشقى وى در روزگار جوانى بود ، وى كلامش را با تذييل ختم كرده است ؛ تذييلى كه در قالب مثل سائر بيرون آورده ، و آن در نقل كلام دختر كوچكتر است كه مىگويد : « هل يخفى القمر . » و گفته نشود : « تمايل دختر كوچكتر به سبب سست‌خردى و عدم تشخيص و كمى تجربه‌اش بوده » زيرا مىگويم : از اين اشكال ممكن است وى رهايى يابد به اين شرح كه : وى درباره دختر اول خبر داد كه وى را نمىشناخته و وقتى او را ديده تا آنجا وى را به شگفت آورده كه از شخصيّت وى جويا گرديده است ، و ممكن است ( فرض كرد ) كه او را مىشناخته و به منظور كتمان علاقه خود نسبت به او ، از باب تجاهل عارف وى را مورد سؤال قرار داده تا بىقرارى و سرگردانى خود را در محبّت و علاقه به او ابراز نمايد يا اينكه در پاسخ سؤال ، نامش را بشنود ، و از آن لذّت برد ، و امّا دختر ميان‌سال از آن جهت به‌صراحت نامش را برد كه در ميزان خردمندى و استحكام عقل پايين‌تر از دختر بزرگتر بود ، و ازاين‌رو هنگامى كه دختر بزرگتر به مقتضاى خردمنديش خويشتن را در پس پردهء سؤال مخفى كرد ، دختر ميان‌سال ، به نام وى و شناخت نسبى درباره‌اش تصريح كرد ، و دختر كوچكتر به اقتضاى خردسالى نسبت به دو خواهرش ، آنچه در دل داشت - با وصف شاعر به صفتى كه نشان موقعيّت عظيم وى در دل اوست - اظهار نمود . هرچند آن توجيه‌ها ، هنگام سرودن اشعار به دل شاعر نگذشته باشد امّا صلابت و قدرت كلام وى ، استعداد پذيرش آنها را دارد . و از شاهدهاى اين باب است در كتاب عزيز قول خداى - تعالى :
« قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
« 1 »
»
، پس اين قطعه كلام را كه تعداد لفظهايش سيزده كلمه است ببين ، و انواع بلاغتى كه دربردارد ، درحالىكه قسمتى از يك آيه مىباشد ملاحظه كن كه آن جمله فنونى از كلام از قبيل : خبر ، و استخبار ( استفهام ) ، و امر ، و نهى ، و وعد و وعيد را دربرگرفته است . امّا خبر آن ، آن خبر قول خداى - تعالى :
« إِنِّي جاعِلُكَ »
است كه خداوند با اين جمله خبريّه كه در حقيقت وعد است ، انتصاب وى را به خلافت به او اعلام داشته است . و استخبار در آن كلام ، ضمن خبر است زيرا استخبار فرع بر خبر مىباشد چون خبر با افزودن ادات استفهام بر سر آن ، استخبار مىشود . و امر در قول خداى
« وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي »
تحقّق يافته است ؛ زيرا معناى آن - و اللّه اعلم - درخواست
هامش
( 1 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 124