تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
اطّلاع دارند ، با وجود آن با چيزى بر او فخرفروشى مىكنند ، كه وقتى آن را ظاهر سازد ، فضل و برتريش را برايشان ثابت مىكند ، و اين نهايت كم‌خردى و جهلشان است . و امّا شعرى كه در آن تهنيت و تسليت گرد آمده باشد ، در اين باب شعرى مانند شعر شاعر تسليت‌گوى يزيد بن معاويه نشنيده‌ام ، هنگامى كه وى در مجلس خلافت نشست و هيأتها براى تبريك به او و تسليت مرگ پدرش مىآمدند ، در اين هنگام باب سخن بر كسى گشوده نشد به گونه‌اى كه آن وسيله فتح باب براى مردم باشد ، تا اينكه شخص مذكور پيش آمد ، و اجازه سخن خواست ، چون به او اجازه داد گفت : « امير مؤمنان خداوندت بر آن مصيبت اجر دهد و آن بخشش را بر تو مبارك گرداند ، همانا مصيبت بزرگى به تو رسيد و خير ارزشمندى به تو واگذار شد به مصيبت خليفه خدا دچار شدى ، و خلافت خداوند به تو تفويض شد ، پس بر آن مصيبت صابر و بر آن بخشش شاكر باش ، و اين اشعار را خواند : « 1 » ( بسيط )
اصبر يزيد فقد فارقت ذا ثقة * و اشكر حباء الّذى بالملك أصفاكا
لا رزء اصبح فى الاقوام تعلمه * كما رزئت و لا عقبى كعقباكا
اصبحت راعى امور النّاس كلّهم * فانت ترعاهم و اللّه يرعاكا
و فى معاوية « 2 » الباقى لنا خلف * إذا نعيت و لا نسمع بمنعاكا
آن شاعر باب گفتار را براى مردم گشود ، و ايشان سخن گفتند ، و ليكن وى را حقّ تقدّم است ، و بهتر از اين كلام نديدم زيرا نثر آن همان شعر متأخر به صورت منثور و شعر مؤخر آن همان نثر مقدّم به صورت منظوم است ، علاوه بر انواعى از محاسن و فنونى از مقاصد كلام ، مانند : مقابله ، و مناسبت ، و تعطّف ، و مساوات ، و تمكين مقاطع كه در بخش نثر واقع شده ، و مانند : تندير ، و احتراس و مقارنه ، و التفات ، و ايغال كه علاوه بر محاسن نثر ، در ابيات شعر همراه با اسلوبى روان ، و سبكى صحيح ، و عبارتى جالب و الفاظى سبك و معانيى صحيح و ايجازى فراوان تحقّق يافته است . و امّا شعر ابو نواس ، خطاب به عباس بن الفضل ، در تسليت او به مرگ هارون الرشيد و تهنيت
هامش
( 1 ) - آن ابيات در « زهر الآداب » ج 1 ص 49 ، منسوب به عبد اللّه بن همام السلولى از طايفه بنى مرة بن صعصعة از قبيله قيس عيلان است ، و بنو مرّة به لقب بنى سلول شناخته مىشوند ، زيرا سلول مادرشان است ، وى دختر ذهل بن شيبان بن تغلبة است ، نگاه كن به شماره 1 حاشيه ص 74 ديوان سراقة ، تصحيح دكتر حسين نصّار . ( 2 ) - مقصود وى ابو ليلى معاوية بن يزيد است كه پس از پدرش چند ماه حكومت كرد ، سپس از كار بر كنار شد و شاعر گفت : « و الملك بعد ابى ليلى لمن غلبا » نگاه كن به : زهر الآداب ج 1 ص 49 و پس از آن .