داشته ، ممتنع مىگردد ، آنگاه وقوع آن محال را براساس مماشات يا خصم مىپذيرد و بيهوده بودن آن را در صورت وقوع نشان مىدهد ، مانند گفتار خداى - سبحانه - :
« مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
« 1 »
»
خلاصه معناى كلام اين است كه با خدا ، خدايى نباشد ، و گويا ، گوينده كلام گفته است ، اگر مىپذيرفتيم كه با خدا خدايى هست ، اين پذيرش مستلزم آن بود هريك از دو خدا خلق خود را همراه خود ببرد و برخى از خدايان بر بعضى ديگر برترى جويند پس كارى در جهان به پايان نمىرسد و حكمى اجرا نمىشود و احوال جهان سامان نمىگيرد ، در صورتى كه حقيقت امر جز آن است ، پس فرض وجود دو خدا و زيادتر محال است ، چون مستلزم امر محال مىباشد .
باب افتنان « 2 »
افتنان آن است كه گويند فنپردازى كند ، و در كلام خود دو فنّ متضادّ يا مختلف يا متّفق بياورد ، مثال دو فنّ متضادّ آن است كه سخنور ميان غزل و حماسه جمع كند ، زيرا غزل مستلزم نرمى و ملايمت و حماسه مستلزم درشتى و خشونت است ، مانند گفتار عبد اللّه بن طاهر بن الحسين « 3 » از شاعران مولّد : ( وافر )
احبّك يا ظلوم و انت منّى * مكان الرّوح من جسد الجبان
و لو أنّى اقول مكان روحى * خشيت عليك بادرة الطّعان
پس ببين چگونه شاعر در اين شعر و مخصوصا در بيت دوم ميان غزل و حماسه را با زيباترين عبارت و بليغترين اشارت گرد آورده است و شاعر ديگر از عصر جاهلى در آن باب پيشى جسته و گفته است « 4 » : ( كامل )
إن تغد فى دونى القناع فانّنى * طبّ بأخذ الفارس المتلثّم
هامش
( 1 ) - سورة المؤمنون ؛ 23 ، آيه 91
( 2 ) - اين نوع از انواعى است كه انتساب آن به ابن ابى الاصبع بىاشكال است . هرچند به ادماج اشتباه مىشود ، جز اينكه در ادماج ، ادخال معنايى در معناى كلام مشروط به اين است كه متكلّم به آن معناى داخل شده تصريح نكند و آن را از اغراض كلام جلوه ندهد . ولى افتنان چنان نيست . منابع بحث آن : خزانة ابن حجّة ص 61 ، حسن التوسّل ص 86 ، نهاية الارب ، ج 7 ص 173
( 3 ) - ابن حجّة در الخزانة ( ص 61 ) اين دو بيت را يكبار به ابو دلف و بار ديگر به همين عبد اللّه نسبت مىدهد ، و در انوار الربيع ابن معصوم ص 103 به ابو دلف منسوب شده و همچنين در الكامل مبرّد ، ج 2 ص 702 چاپ اروپا با اختلافى كه در روايت آن دو بيت در آن دو كتاب وجود دارد ، و الاغانى ، ج 20 ص 148 با اختلاف در روايت آنها .
( 4 ) - آن بيت از عنترة العيسى است ، ديوان او ص 93 چاپ مطبعة هنديّة ( چاپخانهاى هندى ) سال 1315 ه - 1898 م در مصر .