تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
شگفت‌انگيزتر است ، چرا كه لفظ « خائنة » به تنهايى لفظى آسان و متداول و بر زبانها بسيار جارى است پس چون به « الاعين » اضافه گرديد ، چنان تركيب عجيبى يافت كه موجب چنين تأثيرى در دلها شد ، به‌طورىكه آوردن مثل آن الفاظ غير ممكن است ، و نزديك نيست صاحب فكر صحيح و ذهن معتدل بر مانند آن دست يابد ، و امثال آن در كتاب عزيز در حصر نمىگنجد .

باب اقتدار « 1 »

اقتدار آن است كه سخنور - به سبب قدرت وى بر نظم كلام و تركيب آن و ريختن قالبها براى معانى و اغراض - يك معنى را در چند شكل بيانى ابراز نمايد ، پس گاهى آن را در لفظ استعاره مىآورد ، و يك‌بار در صورت ارداف ظاهر مىنمايد ، و زمانى از قالب ايجاز درمىآورد ، و گاهى آن را در الفاظ معناى حقيقى مىآورد ، مانند گفتار امرؤ القيس ، در وصف شب كه آن را در عبارت استعاره ظاهر ساخته است « 2 » : ( طويل )
و ليل كموج البحر ارخى سدوله * علىّ بانواع الهموم ليبتلى
فقلت له لمّا تمطّى بصلبه * و أردف أعجازا و ناء بكلكل
سپس وى درست همان معنى را در عبارت مبسوط آورده و گفته است : ( طويل )
فيا لك من ليل كانّ نجومه * بكلّ مغارا لفتل شدّت بيذبل
پس خلاصه معناى اين بيت آن است كه هان تو چه شبى هستى ، شبى طولانى پس آن صفت را در عبارت مشروح بيان داشت ، تا از بسط و شرح ، همان معنايى حاصل شود كه از تشبيه ؛ - تشبيهى كه دالّ بر عدم سير ستارگان بود - حاصل مىشد و در نتيجه شاعر وصف طول شب را نشان دهد . آنگاه همين معنى را در قالب « ارداف » ظاهر ساخت و گفت : ( طويل )
كانّ الثّريّا علقت فى مصامها * بامراس كتّان إلى صمّ جندل
هامش
( 1 ) - اين نوع را مؤلّف در تحرير التحبير برگ 264 ( 48 بلاغت تيمور ) تصرّف ناميده و همين نام را صاحب حسن التوسّل ص 59 عنوان كرده ، و آن از انواعى است كه انتساب آن به مؤلّف بىاشكال است . ( 2 ) - ديوان او ص 32 ، چاپ المطبعة الخيريّة ، سال 1308 ه . ، بديع ابن المعتزّ ص 24 ، العمدة ، ج 1 ص 345 ، الصناعتين ص 240 ، حماسة ابن الشجرى ص 216 ، الموشّح ص 31