تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
انجام آن را بر ممدوح مسجّل گرداند ، الفاظى در كلام بياورد كه نيل وى را به آن خواسته تثبيت كند ، توضيح مطلب اين است كه متكلّم در كلام شرطى بياورد كه از وقوع آن ، خواسته‌اش تحقّق يابد ، سپس خبر دهد كه براساس فرض آن شرط تحقّق يافته تا مشروط انجام شود ، و گاهى تثبيت مراد بدون مغالطه و توهّم است ، و قسم اول در كلام آدمى از شعر و غير شعر مىآيد ، و در كتاب عزيز جز قسم دوم - كه تثبيت انجام خواسته بدون فرض تحقّق شرط آن است - واقع نمىشود ، و مثال آن گفتار خداى - تعالى - است :
« رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ
« 1 »
»
و مانند قول خداى - تعالى - :
« رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ
« 2 »
»
و موارد بسيار ديگرى كه براى شخصى كه پىگيرى كند يافت مىشود . و مثال قسم اول از اين باب و آن اسجالى است كه در آن « مغالطه » واقع شود گفتار شاعر است « 3 » : ( بسيط )
جاء الشّتاء و ما عندى له عدد * إلّا ارتعادى و تصفيقى بأسنانى
فإن هلكت فمولانا يكفنّنى * هبنى هلكت فهبنى بعضّ اكفانى
و آن شعر ، از جالبترين شواهدى است كه در اين باب نقل شده است .

باب فرائد « 4 »

و آن باب مخصوص فصاحت نه بلاغت است ؛ زيرا « فرائد » عبارت است از اينكه متكلّم در سخن خود لفظى آورد كه به‌منزله تك‌گوهر بىنظير دانه‌هاى قلاده است ، و آن لفظ بر عظمت فصاحت ، و قدرت بيان و قوّت منطق متكلّم و اصالت او در عربيّت دارد ، به‌طورىكه افتادن آن از كلام بر فصيحان گران آيد . و بتحقيق در كتاب عزيز از اين باب فرائد بديعى آمده كه مثل آن براى هيچ آفريده‌اى دست
هامش
( 1 ) - سورة ال عمران ؛ 3 آيه 194 ( 2 ) - سورة غافر ؛ 40 آيه 8 ( 3 ) - او ابن نباتة السّعدى است ؛ چنان كه در معاهد التنصيص ( ج 3 ص 11 ) نقل شده است ، و آن دو بيت بدون نام سراينده در نهاية الارب ( ج 7 ص 173 ) وارد نشده ، و روايت آن « و ما عندى لقرّته » است . . . ( 4 ) - انتساب اين نوع به مؤلّف بىاشكال است و كسى بر او سبقت نگرفته است و خزانة ابن حجّة ص 373 از آن بحث كرده است .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 339 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري