تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
و نيز از اين باب است گفتار خداى - تعالى - :
« بِئْسَما يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
« 1 »
»
، و تهكّم به سبب قول خداى - سبحانه -
« إِيمانُكُمْ »
تحقّق يافته است . و از آن قبيل است قول خداى تعالى - در خطاب به مشركان قريش در روز بدر ( جنگ بدر ) :
« إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ
« 2 »
»
كه ايشان ( كافران ) هنگامى كه آهنگ خروج كردند ، به پرده‌هاى كعبه چنگ زدند و گفتند : پروردگارا آن‌كس از ما كه ميهمان‌پذيرتر است و خويشان را بيشتر صله رحم و اسيران را بيشتر آزاد مىكند ، يارى كن ، و اگر محمّد بر حق است او را يارى نماى و اگر ما برحقيم ما را كمك كن ، و روايت شده كه ايشان گفتند : « خدايا لشكر برتر را از ميان آن دو لشكر ، و گروه هدايت‌كننده‌تر را از ميان آن دو گروه ، و حزب بزرگوارتر را از ميان آن دو حرب يارى كن » و روايت شده كه ابو جهل گفت : « خدايا تو امروز هريك از ما ( دو گروه ) را كه بيشتر قطع رحم مىكند و از آنها دورى مىگزيند ، خوار كن » ، پس خداى - سبحانه - گفت :
« إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ »
يعنى اگر شما ( براى پيروزى ) دعا مىكنيد ، همانا دعوتتان اجابت شده است ، و خداوند شكست آنان را از باب تهكّم « به لفظ فتح » بيان داشته است . و گفته شده خطاب در آيه متوجّه مؤمنان است ، و گفتار خداى - تعالى - بعد از آن قسمت آيه :
« إِنْ تَنْتَهُوا »
خطاب به مشركين است ، و بنابراين روايت آن كلام ( در صدر آيه ) تهكّم نيست ، و من وجه اوّل ( تفسير آيه را در اين باب ) در نظر گرفتم . و فرق ميان تهكّم و هزل ( شوخى ) كه منظور از آن جدّى است ، اين است كه ظاهر تهكّم جدّى است و به سبب اينكه مقصود از آن ، استهزاء مىباشد ، باطن آن هزل است - اين فرق بنا بر عرف متداول نزد ما مىباشد ، و تهكّم از طرف خداى - تعالى همه‌اش حقيقت است - و « هزلى كه مقصود از آن جدّ است » ظاهرش هزل و باطنش جدّ است .

باب نادره‌گويى « 3 »

تندير ( يا نادره‌گويى ) عبارت است از اينكه گوينده در كلام خود لطيفه‌اى شيرين يا نكته‌اى بديع بياورد ، و آن در كلام جدّ و هزل واقع مىشود .
هامش
( 1 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 93 ( 2 ) - سورة الانفال ؛ 8 ، آيه 19 ( 3 ) - آن نوع از انواعى است كه نسبت آن به مؤلّف بىاشكال نيست ، و بر او در اين باب سبقت گرفته شده ، و آن باب درست همان باب مبالغه است ، بلكه خود مؤلّف به مطلبى تصريح مىكند كه شاهد درستى گفتار ما مىباشد جايى كه درباره قول خداى تعالى :« فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ »مىگويد : « فانظر الى مبالغته . . . » نگاه كن به نهاية الارب ، ج 7 ص 172
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 337 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري