تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
و كيفيّت رهايى از آن اشكال اين است كه گفته شود : خداى - سبحانه - اين داعيان را از عموم لفظ « عامل » بيرون برده است ، تا به سبب عنايتى كه خداى - سبحانه و تعالى - در حقّشان دارد ، و به منظور ترفيع مقامشان ، از ايشان جداگانه نام برد ، چنان كه خداى - تعالى - گفته است :
« وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِيلَ وَ مِيكالَ
« 1 »
»
. امّا جواب اشكال دربارهء
« مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى »
از اين قرار است كه شأن نزول آيه ، آن بود كه ، امّ سلمه - رضى الله عنها - به پيامبر ( ص ) گفت : اى پيامبر خدا ، مردان همه خوبىها را از آن خود ساختند - سخن امّ سلمه در كلامى جز آن كلام بود - پس اين آيه نازل شد ، تا خداى - سبحانه - زنان نيكوكار را مطّلع سازد كه براى آنهاست آنچه براى مردان است . و امّا جواب از اشكال در مورد قول خداى - تعالى - :
« بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ »
جواب اين است كه آن عبارت متضمّن اشاره به اين مطلب مىباشد كه حال زنانى كه موعود به آن پاداش خيرند ، مانند حال مردان است ، زيرا ايشان نسبت به مردان مانند نسبت جزء از كلّ است ، يا مقصود آن است كه نيروى ايمان ميان مؤمنانى كه از يكديگر بيگانه‌اند پيوند ايجاد كرده تا آنجا كه ايشان را با هم خويشاوند گردانيده و در نتيجه پيوند ايمان جانشين پيوند خويشاوندى شده است و آن نكته را به ايشان شناسانده تا به رحم ، و شفقت ، و عطوفت ، و پيوند با هم تشويقشان نمايد ، و در ضمن از بريدن از يكديگر بازشان داشته ، چنان‌كه به صله رحم امر ، و از قطع رحم نهى كرده است ، و بتحقيق ايشان چنان بوده‌اند ؛ خداوند در بيان حالشان گفته است :
« أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ »
« 2 » و امّا جواب از سؤال دربارهء قول خداوند ، كه دربارهء كسانى كه به ايمان ، و هجرت ، و جهاد در راه خدا وصف نموده ، پس از وعده به بهشت
« ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
گفته است . جواب اين است كه وعده بهشت به آنان ، پاداش اعمالشان مىباشد ، بنابراين واجب شد « ثواب » ناميده شود ، چنان كه خداى - سبحانه - گفت :
« فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا
« 3 »
»
و به همين سبب گفت :
« وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ »
هامش
توضيح اصل متن در زير نقل مىشود : « و امّا كون الكلام لو اقتصر فيه على قوله تعالى :« فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ »دون « منكم » لكان المعنى ناقصا لانّه من حيث الجملة - سبحانه - يضيع عمل بعض العمّال ، فلا بدّ من الاتيان بمنكم ليتم المعنى ، و على هذا يبقى الاشكال على حاله » ، توهّم نشود جمله « فلا بدّ . . . » به دليل داشتن فاء ، جواب امّا است ، زيرا آن فاء براى تقريع است و نتيجه جمله ما قبل مىباشد . ( 1 ) - سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 98 ( 2 ) - سورة الفتح ؛ 48 ، آيه 29 ( 3 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 85