آورده شود .
تذييل : به سبب آن است كه آن كلامى كه منزلت مثل يافته ، براى كلام قبل از خود تذييل واقع شده است .
مطابقه : در گفتار خداى - تعالى - :
« جَمِيعاً أَوْ أَشْتاتاً »
واقع شده است ؛ چرا كه اين دو لفظ تضادّى دارند كه موجب اتّصاف آنها به مطابقه گرديده است ؛ زيرا معناى آن عبارت « جميعا او متفرّقا » مىباشد .
مقارنه : تحقّق آن در دو مورد است : اوّل اقتران تمثيل به تذييل ، كه بيان آن گذشت . و دوم اقتران مطابقه به تمكين است ؛ چرا كه فاصله اين آيه در نهايت استقرار مىباشد ، بنابراين با احتساب تمكين و ايضاحى كه در اين كلام گذشت ، يازده نوع بديع حاصل شده است ، و اللّه اعلم .
و از جمله مثالهاى ايضاح است گفتار خداى - تعالى - :
« فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذِينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ
« 1 »
»
سپس بعد از آن گفته است :
« لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ
« 2 »
»
، پس بتحقيق بر ظاهر اين آيه سؤالهايى وارد مىشود : از جمله درباره قول خداى - تعالى -
« مِنْكُمْ »
بعد از گفتار او
« أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ »
، كه گفته مىشود : « فايده توضيح
« مِنْكُمْ »
چيست ، و حال آنكه جمله پيش ، از بيان آن بىنياز كرده است ؟ » و از جمله پرسشها ، پرسش درباره گفتار خداى - تعالى -
« مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى »
است ، و حال آنكه توضيح اول ، از آن بىنياز مىكند . و از جمله پرسش دربارهء
« بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ »
است ، و از جمله پرسش درباره قول خداى - تعالى - :
« ثَواباً »
در پاداش كسانى است كه ايشان را به انجام آن كارهاى شايسته وصف نموده است . و از جمله پرسش درباره گفتار خداى - تعالى -
« نُزُلًا »
در وصف كسانى است كه پس از آيه پيش وصف نموده ، و اينكه آيا تبديل اين دو وصف جايز است تا
« نُزُلًا »
جاى
« ثَواباً »
، و به عكس بيايد ، يا اينكه جز بر وجهى كه در قرآن آمده جايز نيست ، و از جمله پرسشها ، پرسش درباره اين است كه طايفه اوّل به خلود در بهشت وصف شدهاند و طايفه دوم به خلود در بهشت وصف نشدهاند ، پس اين اشكالها را بايد از آن رها شد ، و موارد اشتباهش را توضيح داد .
هامش
( 1 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 195
( 2 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 198