دربارهء قول خداوند :
« مِنْكُمْ »
، برخى از مردم جواب دادهاند كه آن تفسير ( توضيح ) مورد نياز كلام است ؛ زيرا خداى - سبحانه - عمل هر عملكنندهاى را كه بخواهد تباه مىسازد . دليل آن قول خداى - تعالى - است :
« وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
« 1 »
»
، و اين جواب مورد اشكال است ، از نظر اينكه عامل در اين مقام - به سبب قرائنى كه بر آن احاطه و دلالت دارد بر اينكه وى از جمله افرادى است كه خداوند عملش را پذيرفته - تصوّر نمىرود كه عملش را خداوند ضايع كند ؛ زيرا سخن از « عامل » پس از گفتار خداى - تعالى - :
« الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
« 2 »
»
تا قول خداوند :
« رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا
« 3 »
»
تا جايى كه خداى - سبحانه - بعد از پايان دعايشان گفته :
« فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ
« 4 »
»
( - سخن از عامل بعد از اين آيات ) آمده است ، پس روشن شد كه مراد از عامل مذكور در اينجا عاملى است كه از ايشان ( مؤمنان ) باشد ، و همانا ازآنجهت به صورت نكره آورده شد تا اين وعده شامل هر فردى شود كه اعمالى مانند اعمال ايشان بجاى مىآورد . و آيه
« فَالَّذِينَ هاجَرُوا »
تا آخر آيه را دنبال آن آورد ، و چون سخن از عامل ميان اين دو كلام آورده شد ، دو كلامى كه متضمّن وصف اينان به اين اعمال صالح است ، بنابراين دانسته شد كه آن عامل كسى نيست كه خداى - تعالى - دربارهاش گفته باشد :
« وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
« 5 »
»
، زيرا سخن از وى ، در همان اجابت دعا آمده درحالىكه خداى - سبحانه - گفته است :
« إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
« 6 »
»
درحالىكه درباره اينان خبر داده كه از كسانى هستند كه عمل صالح انجام دادهاند . اين شبهه ( در جواب مذكور ) متوجّه استشهاد و استدلال به گفتار خداى تعالى -
« وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً »
است ، و متوجّه جهت ديگر نيست .
و امّا اينكه اگر در اين كلام به قول خداى تعالى :
« فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ »
بدون
« مِنْكُمْ »
اكتفا شده بود ، معناى آيه نقصان مىگرفت ، زيرا خداى - سبحانه - اجمالا عمل برخى از عاملان را تباه مىسازد « 7 » . . . و بنابراين اشكال به حال خود باقى است .
هامش
( 1 ) - سورة الفرقان ؛ 25 ، آيه 23
( 2 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 191
( 3 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 193
( 4 ) - ر ك : ص 425
( 5 ) - سورة الفرقان ؛ 25 ، آيه 23
( 6 ) - سورة الكهف ؛ 18 ، آيه 30
( 7 ) عبارت متن در محل نقطهچين احتياج به جملهاى دارد كه جواب امّا باشد كه به نظر مترجم از متن افتاده است ، براى مزيد