آبائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ
« 1 »
»
پس بتحقيق بر ظاهر آيه سؤالهايى متوجّه مىشود :
اوّل : فايده اعلام رفع گناه از كسى كه از خانه خود مىخورد ( بهره مىگيرد ) چيست ، و چطور تصوّر مىشود ، بر كسى كه از خانه خود مىخورد گناه هست ؟
دوم : گفته مىشود : « چرا سخن از خانه فرزندان به ميان نيامد ، چنان كه از خانه ديگر خويشان سخن گفته شد ؟ »
سوم : فايده كلام خداى - تعالى - :
« أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ »
چيست و ظاهر حال اين است كه اين قسم در مفهوم
« مِنْ بُيُوتِكُمْ »
داخل است ؟
چهارم : چگونه ميان دوست و خويشاوندان مساوات تحقّق يافته است ؟
و جوابى كه با آن ، اين اشكالهاى چهارگانه بر طرف مىشود اين است كه بگويى : « فايده حكم رفع گناه از كسى كه از خانه خود مىخورد به اين شرح است كه بيان آن حكم
( بُيُوتِكُمْ )
مقدّمه و زمينه است تا حكم خانههايى كه بر آن عطف شده و مقصود جواز استفاده از آنهاست ، بر آن ( حكم بيوتكم ) بنا نهاده شود ؛ زيرا وقتى انسان دانست باكى بر او نيست كه از خانه خويش بخورد ، پس ( با اشتراك در حكم به سبب عطف ) بر آن قياس بر او باكى نيست كه از اموال اين خانهها بخورد . و در نتيجه اين حكم اشاره دارد به اينكه اموال اين خويشاوندان مانند مال خود شخص است ، و هنگامى كه اين اموال ، ( در حكم تصرّف ) يكسان شد اين برابرى در اموال به برابرى در ( نفوس « 2 » ) سرايت مىكند . و در نتيجه خداى - سبحانه - در آن حكم ، تشويق به صله ارحام ، و رفتار با آنها را مثل رفتارى كه آدمى با خود دارد ، مندرج نموده است .
جواب سؤال دوم ؛ كه چرا خانههاى فرزندان مطرح نشد ؛ ما مىگوييم : اموالى مطرح شده كه تصوّر شود خوردن از آن ممنوع است ، و در نتيجه نياز به بيان اباحه دارد ، امّا تصرّف پدر و مادر در اموال فرزندان مانند تصرفشان در مال خودشان است ، آيا نمىبينى كه شارع هزينه زندگى پدر و مادر را در صورتى كه نيازمند باشند ، بر فرزند واجب مىنمايد .
جواب سؤال سوم ؛ - كه سؤالكننده مىگويد در كلام خداوند تداخل واقع شده زيرا
« ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ »
هامش
( 1 ) - سورة النور ؛ 24 ، آيه 61
( 2 ) اصل متن « الى الازواج » بود ، ظاهرا كلمه ازواج مناسب با سياق كلام نيست ، مترجم بعيد ندانست محرّف از الارواح باشد ، و ازاينرو در متن ترجمه به « نفوس » ترجمه شد .