تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
و عنوان را نوعى راستى با اهميّت است ، و آن عنوانى است كه براى « علوم » باشد ، و آن به اين شكل است كه در كلام الفاظى بيان شود كه درها و كليدهاى علوم است ، و آن دو نوع ، هر دو در كتاب عزيز آمده است ، از نوع اول است گفتار خداى - تعالى :
« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
« 1 »
»
تا آخر كلام ، و همانا اين سخن عنوان داستان « بلعام « 2 » » است : و از نوع دوم است قول خداى - تعالى - :
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ ، وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ
« 3 »
»
تا آخر آيه ، كه در آن علم معروف به « الآثار العلويّه » عنوان شده است . و نيز از آن نوع است قول خداى - تعالى - :
« انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ
« 4 »
»
، و اين ( شكل ) عنوان ، علم منسوب به « اقليدس « 5 » » است ، پس همانا شكل مثلّث اوّل شكلها و اصل آنهاست ، و بقيّه شكلها از آن تركيب مىشود و آن شكلى است كه هرگاه به هر حالت و به هر ضلعى در نور خورشيد نصب شود . براى آن سايه نيست زيرا رأسهاى زاويه‌هاى آن تند است پس خداى - سبحانه - اين دوزخيان را در مقام استهزاى به آنان گفته است به طرف سايه اين شكل رهسپار شوند . و نيز از مثالهاى باب عنوان علوم در كتاب عزيز است قول خداى - تعالى - :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
« 6 »
»
، آنگاه خداى - سبحانه - در تفصيل اين اجمال سخن از غروب ستارگان و ماه و خورشيد به ميان آورد ، كه غروب آن كرات به سبب مخروط سايه زمين است كه ميان چشمها و ديدن ستارگان مانع مىشود ، و اين عنوان علم معروف به مجسطى ، و آن علم هيئت است . و از اين باب است در بقيّه اين آيه قول خداى - تعالى - :
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ »
تا آخر آيه اين بخش آيه عنوان علم كلام است ، زيرا به سبب اين آيه دليل بر حدوث عالم - به واسطه آنچه بر حدوث دلالت دارد مانند غروب ستارگان و طلوع و غروب ماه و
هامش
( 1 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 175 . ( 2 ) - سخن درباره او در ص 143 همين كتاب پاورقى 2 گذشت . ( 3 ) - سورة النور ؛ 24 ، آيه 43 . ( 4 ) - سورة المرسلات ؛ 77 ، آيه 30 - 31 . ( 5 ) - اقليدس كه اوقليدس هم گفته مىشود ، نام مردى است كه در علم هيئت و هندسه و حساب كتابى نگاشته و حجّاج بن يوسف كوفى آن را به عربى ترجمه كرده است ( نقل به اختصار از تاج العروس حرف سين ) . ( 6 ) - سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 75 .