كه خطاب نه متوجّه مستمندان ، بلكه متوجّه ثروتمندانى است كه مىترسند مخارج اولاد ، آنچه از ثروت به دست دارند ، بربايد ، پس تقدّم وعده فرزندان به روزى لازم شد ؛ زيرا خداى - سبحانه - است كه مخارج فرزندان را بجاى ايشان به عهده دارد ، پس از ترس از فقر در امان مىشوند ، آنگاه پس از وعده روزى به فرزندان ، وعده خويش را با وعده روزى دادن به ايشان تكميل نمود ، تا بدانند كه خداست كه ثروتى كه در دست دارند به ايشان عطا نموده و اوست كه مىتواند مانند آن ثروت را روزيشان گرداند .
و از معجزات اين باب است گفتار خداى - تعالى - :
« وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ
« 1 »
»
، پس همانا بر ظاهر اين آيه دو اشكال وارد است ، يكى از جهت اعراب ، و ديگرى از جهت معنى است .
امّا اشكال از جهت اعراب ، عبارت از عطف غير مجزوم بر مجزوم است ، و اشكال از جهت معنى اين است كه صدر آيه ، از فاصله آيه بىنياز مىگرداند : زيرا فرار دشمنان هنگام جنگ دليل بر شكست است ، و شكست و پيروزى با هم جمع نمىشوند ؛ جواب اين است كه خداى - سبحانه - مؤمنان را خبر داد كه اگر اين دشمنانشان به جنگ با ايشان بيايند ، شكست مىخورند ، سپس خداوند - و هو اعلم - خواست وعده شكست دشمن را در زمان حال با وعده شكست آنها در زمان استقبال تكميل كند ، پس هر زمان با مؤمنان بجنگند شكست مىخورند ، و بنابراين مؤمنان به حمايت خداوند از ايشان در برابر اين دشمنان اطمينان مىيابند ، و يقين مىكنند كه هرگاه دشمن با ايشان بجنگد ، شكست مىخورد ، و در نتيجه مؤمنان هرگاه بخواهند ، با دلهاى استوار ، و روحيّه قوى ، و طمأنينه و آرامش ، به رويارويى با دشمن اقدام مىكنند ، و در مقابله با دشمن درنگ نمىكنند ، و از فرجام جنگ با آنها نمىترسند . و اگر به كمتر از فاصله اكتفا مىشد ، كلام اين معناى مراد را ادا نمىكرد ؛ زيرا ، گفتار او :
« وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ »
بيان نمىدارد كه هرگاه كافران با مؤمنان به جنگ برخيزند ، سرانجام چنان است ؛ زيرا اينكه مىگويى : « إن جاء زيد أكرمته » از آن جمله لازم نمىآيد كه پيوسته هرگاه زيد بيايد ، بر توست كه اكرامش كنى ، و آنچه از آن جمله استفاده مىشود اين است كه اگر يكبار زيد نزد تو آيد ، اكرامش مىكنى ، و چون خداى - سبحانه - و هو اعلم - مىدانست كه استمرار اين مژده ، براى هميشه ، بدون فاصله آيه ، از كلام فهميده نمىشود درحالىكه مقصود دوام آن است ، ازاينرو گفت :
« ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ »
و فعل هر چند معطوف به مجزوم است ، از جزم ممتنع شد تا دلالت بر معنايى كند كه فعل مضارع براى آن
هامش
( 1 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 111 .