- سبحانه - قدرت عظيمش را در خلقت همه زمين در ظرف دو روز بشناساند ، آنگاه خداوند از كوهها - كه به اجازه او زمين را ثابت نگاه مىدارند و از آن گوهرهاى معدنى و غير آن به وجود مىآيد - سخن به ميان آورد و در مرتبه دوم قرارش داد . سپس درحالىكه منّت بر بندگانش مىنهد ، از اعطاى بركت و وفور نام برد ، بركتى كه اگر نبود گياهى نمىروييد ، و حيوانى نمىزيست و جماداتى وجود نمىداشت ، و منافعى كه موجب پايدارى اجسام است تحقّق نمىيافت ، آنگاه در درجه سوم سخن از اندازهگيرى روزيها ، در همه اوقات نام برد ، تا با بيان آن مطلب به توكّل تشويق نمايد و جانها را با اشتغال به كارهاى نيكو ، از اشتغال به تفكّر درباره مالاندوزى بازدارد ، همان گونه كه پيامبر خدا ( ص ) در خطبهاى كه هنگام بازگشت از جنگ احد ايراد نمود ، گفت :
« ايّها النّاس أقبلوا على ما كلّفتموه من امر آخرتكم و اعرضوا عمّا ضمن لكم من امر دنياكم و لا تستعملوا جوارح غذيت بنعمته فى التّعرّض لسخطه بمعصيته ، و اجعلوا سعيكم لالتماس معرفته ، و اصرفوا هممكم للتقرّب اليه بطاعته ، انّه من بدأ بنصيبه من الدنيا فاته نصيبه من الآخرة و لا يدرك منها ما يريد ، و من بدء بنصيبه من الآخرة وصل اليه نصيبه من الدنيا و ادرك من الآخرة ما يريد » آنگاه خداى - سبحانه - خبر داد كه همه آن كارها در دو روز ديگرى كه داخل در دو روز قبل است ، انجام يافته جايى كه گفته :
« فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ »
؛ كه مقصود - و الله اعلم - اين است كه خداى در طول چهار روز ، همراه خلقت زمين كوهها را برافراشت ، و زمين را بابركت قرار داد ، و روزيها را در آن مقدّر نمود ، آنگاه خداوند با سخن از آفرينش آسمانهاى هفتگانه ، و مطالبى كه عرب و غير عرب ، درباره ستارگان آسمان و راهيابى توسط آنها ، و درباره ستارگان علامت باران و فروفرستادن باران از سوى آن ستارگان و مقدّمات نزول باران مانند رعد و برق و وزش بادها و منافع ماه و خورشيد مىدانند - ( با سخن از اين امور ) كلام خود را به پايان برد ، سپس خداى - سبحانه - خبر داد كه آفرينش همه آسمانها و امور مربوط به آنها را در دو روز محقّق نمود ، سپس خداى - عزّ و جلّ از آن جهت ، در اين آيه و آيات ديگر به سخن از افلاك هفتگانه بسنده كرد ؛ كه عدد هفت متضمّن سرّى است الهى كه اينجا گنجايش بيانش را ندارد ، و من آن را در مواردى از دو كتاب بيان داشتهام يكى از آن دو كتاب : « الخواطر السوانح فى ذكر سرائر الفواتح « 1 » » و كتاب ديگر « الكافلة بتأويل تلك عشرة كاملة » است ، و چون قوم عرب از افلاك جز فلك ستارهدار را نمىشناسند - زيرا فلك ستارهدار را شبها هنگام شبنشينى و سير شبانه نظاره مىكند ، و از ستارگان فلك هشتم مزايايى
هامش
( 1 ) - در مظانّ نام آن دو كتاب ، در ميان مراجعى كه به آنها مراجعه كرديم با وجود كثرت آن مراجع ، از آن دو كتاب اطّلاع نيافتيم .