تعدادى از انواع بديع است كه اگر فنّ بسط نبود ، آن انواع تحقّق نمىيافت ، پس آن ، متضمّن مذهب كلامى ، و ادماج ، و ارداف و تعليق ، و افتنان است .
امّا مذهب كلامى ، پس آن در قول خداى - تعالى - :
« ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ
« 2 »
»
قرار دارد ؛ زيرا آن كلام نتيجه قول خداى - سبحانه - :
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 2 »
»
است ، و تقدير كلام اين است كه گفته شود : « آسمان و زمين جز پروردگارشان را اطاعت نمىكنند ؛ زيرا آسمان و زمين عبارت از عالمين است ، و آن دو خداى - سبحانه - را اطاعت كردهاند ، پس او ربّ العالمين است .
ادماج : و آن ادماج ارادف در مذهب كلامى است » . زيرا خداوند - و هو اعلم - اراده نمود كه بگويد : « قل أ إنّكم لتكفرون بالقادر المطلق ( - بگو آيا بتحقيق به قادر مطلق كفر مىورزيد ؟ ) پس از لفظ قادر مطلق ، به لفظ ارداف كه مبيّن تفاصيل مخلوقات است ، عدول نمود ، تا بر سرّ عظمت قدرت بياگاهاند ، پس خداى - سبحانه - تقبيح متوجه پرستندگان جز او را عظيم جلوه داد .
و تعليق : و آن در اين است كه خداى - سبحانه - فنّ فخر را در آن هنگام كه ذات خود را به اقتدار بر اختراع اين مصنوعات مدح مىكند به فنّ عتاب درآويخته است ؛ زيرا خداى - عزّ و جلّ - ذات خويش را به آنچه شايسته است - ضمن پرخاش ملامتبار ، و سرزنش كوبنده - وصف نمود و خويشتن را ستايش كرد ، جايى كه خداى - سبحانه - گفت :
« أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي . . . »
فعل و صنع
« وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً »
، ( - آيا به كسى كه فعل خلقت و صنع موجودات از او سرزد كفر مىورزيد و براى او نظيرهايى قرار مىدهيد ) پس فنّ افتنان و تعليق به دست آمد ، و اين است فايده بسط در كلامى كه در آن ، از ايجاز و اختصار عدول شده باشد .
باب عنوان « 1 »
عنوان عبارت از اين است كه سخنور به غرضى ( از اغراض كلام ) از قبيل : وصف ، يا فخر ، يا مدح ، يا عتاب ، يا هجاء ، يا فنون ديگر كلام وارد شود ، آنگاه به منظور تكميل يا تأكيد ، شاهدهايى بياورد در قالب عباراتى كه عنوان اخبار گذشته و داستانهاى پيشين است .
هامش
( 2 ) دو آيه فوق در صفحه 313 نقل شده است .
( 1 ) - اين باب از ابوابى است كه براى مؤلّف مسلّم است ، منابع بحث آن عبارت است از : خزانة ابن حجّة ص 382 ، و حسن التوسّل ص 84 و نهاية الارب ، ج 7 ص 166 .