معانى بديع و يا معانى نفسانيى است كه در لفظ مختصر نمىگنجد ، و از آن قبيل است قول خداى - تعالى - :
« قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها
« 1 »
»
.
پس به ديده تأمل بنگر - هداك اللّه - ( - خداى هدايتت كناد ) و ميان بسط اين كلام ، و گفتار خداى - تعالى - در اين باره نه در يك جا كه مىگويد :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
« 2 »
»
مقايسه كن تا تو را معلوم شود كه خداى - سبحانه - سخن را در اينجا بسط داده تا اين بسط اغراض مختلفى را از قبيل توضيح اشكال ، تفصيل اجمال ، و اظهار كلام در قالب سرزنش - نسبت به آنكس كه براى خدا اشباهى از مخلوقات خودش قرار داده - بيان كند .
اگر بگويى : « سرزنش با وجود ايجاز با قول خداى :
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ »
« 1 » حاصل مىشود ، بنابراين فايده بسط چيست ؟ » جواب گويم : « فايده بسط فايدهاى بزرگ است ، چرا كه استدلال به آنچه پيش چشم طرف مخالف است ، واضحتر از استدلال به چيزى است كه دور از ديده اوست ، پس همانا اندازهگيرى غذاى حيوان صحرايى و دريايى و اختصاص هر نوع به غذاى مأنوسى كه سرشت ، و طبيعتش به آن تمايل دارد ؛ - مانند انواع گوشت براى درندگان ، و دانهها براى چارپايان و چيزهاى آلوده براى مگسها و خاك براى حشرات و گياهها و سبزيها براى غير اين اصناف - و خلقت برخى از حيوانات مانند انسان و بعضى از حيوانات ديگر به صورتى كه در تغذيه ، از همه آن غذاها ، يعنى گوشتها ، و حبوبات ، و گياهها ، استفاده مىكنند ، و قرار دادن غذاهايى كه براى همه حيوانات كافى است ، در قوتهايى كه زمين بيرون مىدهد ( - همه اين امور ) به فهم مخاطب نزديكتر و بيشتر رفعكننده توهّمى است كه براى برخى افراد ضعيف دست مىدهد ، توهّم اينكه اين امور ، چنانكه برخى مادّهگرايان معتقدند ، صنع و ساخت ، آسمان و زمين نه صنع صانع مختار آنهاست ، بنابراين بلاغت ايجاب مىكرد ، سخن از زمين ، و آنچه مترتّب بر بحث از آن است - چون نزديك به فهم مخاطب مىباشد و اشباهى ( كه براى خدا قائل شده ) و معبود گرفتهاند از زمين است و بتهاى سنگى از سنگ زمين و بتهاى چوبى از چوب ساخته شده و رنگهاى تصويرها از اجسام معدنى است - مقدّم آورده شود ؛ تا خداى
هامش
( 1 ) - سورة فصّلت ؛ 41 ، آيات 9 - 12 .
( 2 ) - سورة السّجدة ؛ 32 ، آيه 4 .