- 10 -
اكنون - در حالى كه لفظ بديع به شكل يك اصطلاح علمى درآمده ، و بر اين فنون تازهاى كه سخن را زيبايى و استحكام و وضوح مىبخشد ، دلالت دارد - ما به سوى قرن چهارم هجرى به پيش مىرويم تا با « قدامة بن جعفر » ( متوفّى به سال 337 ه ) ، از معاصران ابن المعتزّ ، ديدار كنيم ، پس درمىيابيم كه وى مدلول كلمه بديع را جلو مىبرد ، و معناى آن را گسترش مىبخشد ، و در كتاب « نقد الشعر » اش علاوه بر آنچه ابن المعتزّ بيان نموده سيزده نوع بر انواع محاسن كلام مىافزايد ؛ هرچند آنها را زير نام بديع نياورده است ، اين انواع عبارت است از : تقسيم « 1 » ، و ترصيع « 2 » ، و مقابلات « 3 » ، و تفسير « 4 » ، و مساوات « 5 » ، و اشارهء « 6 » ائتلاف لفظ با وزن ، و تمثيل « 7 » ، و توشيح « 8 » ، و ايغال « 9 » ، ائتلاف معنى با وزن « 10 » ، و ائتلاف قافيه « 11 » ، و ارداف « 12 » . در اين نامگذاريها ، برخى از محقّقان با او مخالفت كردهاند ، با وجودى كه وى انواع بيستگانه بديع خود را در مقام سخن از نقد شعر و بيان صفات لفظ آورده ، و آن در مورد تقسيم فنون بديعى به لفظى و معنوى پيشرفت قابل ملاحظهاى بوده است .
در اين باب بعد از قدامه ، ابو هلال العسكرى ( متوفّى به سال 395 ه ) مىآيد ، وى بر انواعى كه گذشت ، هفت نوع مىافزايد كه عبارت است از « 13 » : تشطير « 14 » ، و مجاورت « 15 » ، و تطريز « 16 » ، و مضاعفت « 17 » ، و استشهاد « 18 » ، و تلطّف « 19 » ، و مشتق « 20 » . وى آن فنون را در كتاب « الصناعتين » اش بيان كرده و اين به آن معنى است كه مدلول كلمه بديع ، راه گسترش پيش گرفته است .
هامش
( 1 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 46 .
( 2 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 11 .
( 3 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 47 .
( 4 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 48 .
( 5 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 55 .
( 6 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 61 .
( 7 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 98 .
( 8 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 63 .
( 9 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 63 .
( 10 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 62 .
( 11 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 57 .
( 12 ) - نقد الشعر چاپ الجوائب ص 57 .
( 13 ) - مؤلّف ( ابو هلال عسكرى ) گمان برده كه در اين انواع هفتگانه ، بر او سبقت گرفته نشده ، ولى حقيقت اين است كه در برخى از آنها بر او سبقت تحقّق يافته ، و برخى از آنها سالم براى او مانده است . در پاورقى هر نوع به ميزان سبقت وى در آن نوع اشاره مىكنيم ، و به آن اشاره اكتفا ، و از اطاله كلامى كه اينجا جايش نيست ، خوددارى مىكنيم .
( 14 ) - الصناعتين ص 411 ثعلب ، در آن نوع ، با نام « المعدل » بر وى سبقت گرفته است ، قواعد الشعر ص 29 ، و جاحظ زير عنوان « مزدوج الكلام » بر او پيشى جسته است ، البيان و التبيين ، ج 2 ص 116 .
( 15 ) - المجاورة الصناعتين ص 413 ، اين نوع براى او سالم مانده است .
( 16 ) - الصناعتين ص 27 ، اين نوع براى او سالم مانده و بعدا به اسم « التوشيع » معروف شده است . الطراز تأليف يمنى ، ج 3 ص 89 .
( 17 ) - الصناعتين ص 423 ، اين نوع براى او سالم مانده ، و بر او سبقت گرفته نشده است .
( 18 ) - الصناعتين ص 416 در آخر اين نوع سخنى گفته كه دلالت دارد بر اين كه آن نوع وارد باب تشبيه و حسن تعليل است .
( 19 ) - الصناعتين ص 427 ، اين نوع براى او سالم مانده است .
( 20 ) - الصناعتين ص 427 .