تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
سوم : اصطلاح ( بديع ) پيش از وى به كار رفته بوده است . چهارم : خود فنون بديع از نظر فنّى ، با صناعت شعر ، از قديم‌ترين روزگارش همراه بوده است ، هرچند در زمان ابن المعتزّ رواج يافته ، و با آگاهى در اشعار به كار مىرفته است ، و برخى شعرا ، در زمان وى ، بديع را بيش از حدّ به كار مىبرده‌اند و بشّار و پيروانش افتخار مىكردند كه ياران اين فنّ بيانىاند ، پس ابن المعتزّ ادّعايشان را رد كرد به اينكه فنّ بديع قديم است ، و ايشان را مزيّتى در ابتكار آن نيست ، هرچند ايشان بديع فراوان آورده‌اند ، و در آن تصنّع به خرج داده‌اند . وى ( ابن المعتزّ ) اين كتابش را به سال 274 ه . تأليف كرده است . و در پرتو آنچه ابن المعتزّ در كتابش به عمل آورده مىتوانيم متوجّه گذشته شويم ، و ببينيم كلمه بديع نزد دانشمندان و اديبان پيش از او بر چه معنايى دلالت داشته است ، پس براى ما معلوم مىشود كه اين انواع پنج‌گانهء نخستين بديع است كه به اسم بديع معروف بوده ، و لفظ بديع هنگام اطلاق ، بر آنها انصراف داشته است ، جاحظ از اين پنج نوع ، از استعاره نام برده و چنين تعريف مىكند : « استعاره عبارت است از نامگذارى چيزى به غير نام خودش ، در صورتى كه جانشين آن باشد . همچنان كه سخن از مذهب كلامى به ميان آورده كه آن عبارت است از : آوردن برهان بر مراد به روش اهل منطق ، سپس جاحظ بجز از اين فنون پنجگانه ، سخن از جودة الابتداء ( حسن آغاز ) و جودة القطع ( حسن پايان ) به ميان آورده ، همانند سخن وى از فنونى كه از پيش گذشت كه در اسمها يا معانى آن فنون تغييراتى حاصل شده است . اين موضوع نسبت به « ابن قتيبه » نيز چنان است . او از فنون بديعى : التفات ، و كناية و تعريض ، و استعاره ، و از غير فنون بديع تكرار ، و ايجاز ، و افراط در وصف را ياد كرده است ، وضع مبرّد نيز چنان است ؛ وى استعاره ، و كناية ، و تشبيه ، و التفات را از فنون بديع نام برده ، و همان گونه كه از پيش آورديم ، علوّ ، و تجريد ، و لفّ و نشر را از محاسن كلامى ياد كرده است ؛ و به اين ترتيب درمىيابيم كه اين سه تن : جاحظ ، و ابن قتيبه ، و مبرّد هر سه در زمينه‌سازى موضوعاتى كه ابن المعتزّ در كتابش گرد آورده ، شركت داشته‌اند ، و فنون بديعى ديگرى را نيز ياد مىكنند كه ابن المعتزّ در كتابش ( البديع ) ياد نكرده ؛ هرچند وى در را بر روى آن فنون نبسته ، بلكه آن را بر روى هر فنّى كه تازه رسيده ، يا تازه برسد ، باز گذاشته است : مطلب ديگرى كه نزد اينان ملاحظه مىكنيم ، آن است كه انواع بديعى كه ايشان ( در علم بديع ) وارد كرده‌اند ، در ميان علوم بلاغت ، در طبقه‌بندى اخير آنها ، توزيع مىشود و آن علوم عبارت از « معانى ، بيان و بديع » است .