تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
و من از اين آيه براى فقيه تقى الدّين محمّد بن علىّ بن وهب القشيرى - رحمه اللّه تعالى - سخن به ميان آوردم - ، و او در سطحى از هوشيارى و معرفت بود كه فردى را در زمان خودم بر آن سطح نيافتم - و تعدادى از وجوه مبالغه آن را براى وى نه به صورت مفصل ، بيان داشتم ، و آن وجوه ، ده وجهى است كه اينجا بيان شد و مدّتى از او دور بودم ، آنگاه با وى اتفاق مصاحبتم افتاد ، و او گفت كه از آن آيه بيست و چهار وجه از وجوه مبالغه استنباط نموده است ، و آنها را بر من خواند ، و من از او درخواست كردم كه آن وجوه را برايم بنويسيد ، و او به خطّ خودش آنها را برايم نوشت ، و با صداى خودش از او شنيدم ، و به برترى او در آن استنباط اعتراف نمودم ، و من از او وجوهى كه در آن آيه برايم كشف شده ده وجه بديعى استخراج نمودم ، و در وجوه وى تأمّل خواهم كرد ، و اگر در انواع بديع وى به وجهى اضافه بر آن ده وجه دست يافتم آن را بيان مىكنم ، و اين شخص فاضل از من ، دربارهء قول خداى - تعالى - :
« يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ
« 1 »
»
تا آخر آيه ، پرسيد ، پس من ده وجه از وجوه مبالغه از آن استخراج نمودم كه ( اين حاشيه گنجايش بيانش را نداشت « 3 » ) و آن را در برگهاى جداگانه‌اى به ثبت رساندم ، كه إن شاء اللّه تعالى در اين باب نهاده خواهد شد . و فرق ميان استقصا و تكميل اين است كه تتميم بر مبناى ناقص وارد مىشود تا تمام شود ، و تكميل بر معناى تامّ وارد مىگردد تا اوصافش كامل شود ، و استقصا بر معناى تامّ و كامل مىآيد و در نتيجه لوازم و عوارض و اوصاف و اسباب آن را استقصا مىنمايد تا همه نكاتى كه دربارهء آن معنى مورد توجّه افكار واقع مىشود ، فراگيرد ، پس براى گيرنده آن كلام جايى و مجالى براى شايستگى ابداع در آن باقى نمىماند .

باب بسط « 2 »

بسط ضدّ ايجاز و غير اطناب است ، و آن عبارت از اين است كه متكلّم معناى واحدى را كه مىتواند در لفظ اندك بيان نمايد با عبارت بسيار ادا كند ، و منظورش تفهيم معنى به شخص كودن يا رسانيدن كلام به گوش شخص از راه دور يا تقرير و تأكيد نيست ، بلكه مقصودش آوردن ابوابى از
هامش
( 1 ) - سورة ابراهيم ؛ 14 ، آيه 17 . ( 3 ) عبارت متن ميان دو كمان چنين است : « لم يتّسع هذا الهامش لذكرها » مقصود مؤلّف از « هامش » بر مترجم معلوم نشد كه آيا مقصودش همين كتاب است ، و يا اينكه اصولا اين فقره جزء متن كتاب نبوده و بر آن افزوده شده است ؟ . ( 2 ) - اين نوع بر مؤلّف اشتباه شده و گمان برده كه در اختراع آن سبقت گرفته است درحالىكه حقيقت اين است كه بر وى سبقت گرفته شده است . و اين نوع درست همان نوعى است كه به « اطناب » شناخته شده ، و ابن منقذ ، زير نام « التضييق و التوسيع و المساواة » ص 59 ، از آن سخن گفته ، و يا همان باب « التّمام » است ، نگاه كن به : خزانة ابن حجّة ص 420 .