تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
زياد بن عين عينه تحت حاجبه * و بيض الثنايا تحت خضرة شاربه
برخى از ناقدان اين شعر را در زمره شاهدهاى عيوب شعرى آورده و گفته است : « علّت عيب آن ، اين است كه چشم جز زير ابرو ، و دندانهاى پيشين جز زير شارب نيست » و برخى از ناقدان در ردّ اين انتقاد گفته است : « شاعر مىخواسته بگويد كه اين ممدوح در آراسته‌ترين تركيب معتدل آفريده و متولّد شده است ، و با چهره‌اى معيوب ، و خلقتى ناقص به دنيا نيامده ، و درحالىكه چنين بوده چيزى كه موجب نقصان يا زشتى خلقتش شود ، بر وى عارض نشده است . و به نظر من مثل چنين تعبيرى عيب شمرده نمىشود ، و نيازى به مثل چنين توجيهى ندارد ؛ زيرا مانند آن در كلام فصيح آمده است ، و نمونه اين تعبير را در كتاب عزيز قول خداى - تعالى - :
« فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ
« 1 »
»
كفايت مىكند ، درحالىكه سقف غالبا جز از طرف بالا نيست - - خداى - تعالى - گفته است :
« وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً
« 2 »
»
- و به ويژه در چنين موردى كه خداى - سبحانه و تعالى - احتمال پندار اينكه سقف به طور نسبى در زير باشد بر طرف نموده - زيرا بسيارى از سقفها نسبت به گروهى كف ، و نسبت به گروهى ديگر سقف محسوب مىشود - پس خداوند اين احتمال را با دو جمله بر طرف نمود : آن دو جمله يكى « عليهم » و ديگرى « خرّ » است ، زيرا آن فعل جز در مورد چيزى كه فرودآيد يا از بالا به پايين درافتد ، به كار نمىرود ؛ مانند گفتار خداى - تعالى - :
« وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً
« 3 »
»
، و قول خداى - سبحانه - :
« وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ
« 4 »
»
پس براى « عليهم » توجيهى جز ايجاد خوف در شنونده باقى نماند تا از ارتكاب عمل آن كسى كه چنان عذابى بر او وارد شده انزجار حاصل آيد ، و آن ( شمول كلام بر هشدار ) از پندهاى بليغ است . و از آن قبيل است حديث ( منقول از ) ابو بكر - رضى الله عنه - كه پيامبر خدا ( ص ) در سفر حجّ خطبه‌اى ايراد كرد ، و گفت : « إنّ الزّمان قد استدار كهيئته يوم خلق اللّه السّماوات و الارض ، السّنة فيها اثنا عشر شهرا منها اربعة حرم ، ثلاثة متواليات ، و هي ذو القعدة و ذوالحجّة ، و المحرّم ، و رجب الّذى بين جمادى و شعبان ، و رجب ، لا يكون الّا كذلك « 5 » » ، و همانا چون پيامبر ( ص ) مىدانست كه عرب گاهى محرّم را حلال مىشمارد ، و در آن قتال مىكند ، و به جاى آن ماه صفر را حرام مىشمارد - به همين سبب پيامبر ( ع ) با گفتارش و « لا صفر » در حديث منقول در ترمذى و ابو داود از تحريم ماه
هامش
( 1 ) - سورة النحل ؛ 16 ، آيه 26 . ( 2 ) - سورة الانبياء ؛ 21 ، آيه 32 . ( 3 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 143 . ( 4 ) - سورة ص ؛ 38 ، آيه 24 . ( 5 ) - . . . حديث در تفسير طبرى ، ج 10 ص 77 منقول است .