لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
« 1 »
»
، پس همانا قول خداى - سبحانه - :
« وَ إِنْ تَغْفِرْ »
به پندار مىآورد ، فاصله آيه
« الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
باشد ، و اين شخص پندارنده فراموش مىكند كه ايشان مستحقّ عذاب ، نه غفرانند ، پس واجب است ، ( فاصله )
الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
باشد ؛ زيرا اگر
« الْغَفُورُ الرَّحِيمُ »
پس از عنوان شدن غفران ، بيايد « غفران » حتمى مىشود ؛ درحالىكه ممكن است آنان مورد آمرزش واقع نشوند ، پس لازم شد فاصله
« الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »
باشد ، زيرا چون در تقسيم شرطى كه مقدّمه و زمينهساز
« وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ »
است ، ذكر عذاب آمده ، لازم شد
« الْعَزِيزُ »
عنوان شود ؛ زيرا آن كسى را كه سزاوار عذاب است ، جز كسى كه بالادستى ندارد كه حكمش را رد كند و يا با او مخالفت نمايد و در نتيجه برتر از قهر و غلبه و چون و چراست ، نمىآمرزد . و لفظ عزيز به معناى « برتر غالب » است ، و ناچار مىبايد پس از وصف به عزّت ، موصوف به حكمت باشد ؛ زيرا اوست حكيمى كه هر چيز را برجاى خود مىنهد ، و چهبسا كمخردان از ظاهر كار او - از آن جهت كه وجوه حكمت آن پوشيده ، و درهاى علم غيب بر آفريده ناتوان از درك اسرار ربوبيّت ، بسته است - مىپندارند كه آن بر خلاف حكمت جريان دارد .
و تخيير را نوعى ديگر غير از اين نوع باشد ، و آن اين است كه : قطعهاى از كلام ، يا بيتى از شعر به صورت فشرده آورده شود ، درحالىكه برخى از اجزاى آن بر برخى ديگر با ادات تخيير عطف شود ؛ مانند گفتار خداى - تعالى - :
« فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ
« 2 »
»
، و از شروط اين نوع تخيير اين است كه متضمّن صحّت تقسيم باشد ، و در نتيجه كلام اقسام معنايى را كه به آن پرداخته دربرگيرد ؛ چنان كه در اين آيه آمده است ، پس بتحقيق خداى - سبحانه و تعالى - همه اصناف كفّارهاى كه شخص متمكّن را جز آنها كافى نيست ، در اين آيه محصور نموده است .
و نيز از اين قسم است قول خداى - تعالى - :
« قُلْ كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ
« 3 »
»
پس در اين فنّ تخيير و صحّت تقسيم نظر كن ، و حسن ترتيبى را ببين كه بر اسلوب بلاغت از ادنى به اعلى تحقّق يافته تا آنجا كه خداى - سبحانه - مطلب را در كوتاهترين اشارت ، و نغزترين عبارت به آخر رسانيده ؛ جايى كه پس از انتقال از
« حِجارَةً »
،
« أَوْ حَدِيداً »
، گفته و از
حِجارَةً
به آنچه سختتر و قويتر از حجاره است انتقال يافته ، و پس از آن گفته است :
« أَوْ خَلْقاً مِمَّا
هامش
( 1 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 118 .
( 2 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 89 .
( 3 ) - سورة الاسراء ؛ 17 ، آيه 50 - 51 .