آن ذات و صفات ، و ايمان به آن از ناحيه شريعت دريافت شده است ، ازاينرو علم به آن مستلزم تصديق پيامبرى است كه آن شناخت را از او گرفتهايم ، پس فاصله آيه جز آنچه در آيه آمد ، نيست ، و چنان است گفتار خداى - تعالى - در آيه دوم
« لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »
كه همانا نفس انسان ، و تدبّر آفرينش حيوان به فهم آدمى نزديكتر از اوّل ( خلقت آسمانها و زمين ) است ، و تفكّر وى ، در آن ( نفس انسان و آفرينش حيوان ) يقين وى را دربارهء اعتقاد اوليش مىافزايد ، و چنان است شناخت جزئيات جهان ، كه عبارت است از : رفتوآمد ، و از پى هم درآمدن شب و روز - كه علّت آن ظهور خورشيد در برابر ديدگان از پشت مخروط سايه زمين ، و غيبت آن از چشمها به واسطهء مخروط سايه زمين است كه حالت اول عبارت از روز و حالت دوم شب است - و فروفرستادن روزى از آسمان ، و زنده كردن زمين پس از موت آن ، و تغيير دادن بادهايى كه ابر را باردار مىكند و به واسطه آن باران مىبارد ، و به سبب باران گياه مىرويد ، و حيوانات به زندگى ادامه مىدهند ( - تفكّر در همه اين معانى ) مقتضى خردى برتر ، و وزين است تا دانسته شود آنكس كه اين امور جزيى را پرداخته ، همان است كه امور كلّى را كه عبارت از كرات افلاك و محتويات آنها باشد ، ساخته و پرداخته است ؛ زيرا اين جزئيّات عارض بر كليّات مىباشد ، و پس از برپاشدن دليل بر اينكه عالم كلّى را صانعى مختار است و هرگاه كلّى مركّب از اجزاء باشد ، احكام جارى بر كلّى از آن جهت كه كلّى است بر اجزائى كه آن كلّى از آنها تشكيل شده ، نيز جارى است ، بنابراين جايز نيست كه برخى از جزئيّات عالم كلّى صانع برخى ديگر باشد ، و به آن سبب ، بلاغت ايجاب كرد كه فاصله آيه سوم
« يَعْقِلُونَ »
باشد ؛ هرچند ، عقل در همه امور مورد احتياج است ، جز اينكه عنوان شدن آن در اينجا به معنى نزديكتر از تعبير اولى است ؛ زيرا برخى مردم با وجودى كه معتقدند كه جهان را سازندهاى هست ، جز اينكه مىپندارند برخى از اجزاء عالم سازنده برخى ديگر است ، همانطوركه اهل هيئت مىپندارند : « الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد » ، بنابراين از تدبّر در اين امور با فكر دقيق و خرد سنجيده گزيرى نيست ، تا دانسته شود كسى كه قادر بر خلق فلك نهم يا دهم است ، - آنگونه كه بعضى از ايشان معتقدند - آفرينش فلك هشتم و فلكهاى ديگر تا برسد به همه جهان ، از حيطه قدرت وى خارج نيست ، و شگفتآور اينكه صاحبان علوم اوائل مىپندارند كه فلك زحل ، « نحس اكبر » ، و فلك مشترى « سعد اكبر » است ، و گمان دارند فلك زحل است كه فلك مشترى را ساخته است ، و هيچ خردمندى به اين نمىانديشد كه چگونه سعد از نحس صادر مىشود ، و به جان خودم سوگند ، اين مطلب ، از روشنترين دلايل اين است كه صانع فلك مشترى جز آن است كه ايشان مىپندارند ؛ و اللّه اعلم .
و از شاهدهاى اين باب است ، گفتار خداى - تعالى - :
« إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ