مرفّل از بحر كامل بود ، و اكنون كه دو بيت را كامل آورده ، از نوع ضرب « مقطوع » و با اجزاء كامل از همان بحر كامل است ، پس براى هر بيت ، دو قافيه متساوى در ردف و متماثل در « روىّ » فرض مىشود ، هرچند مجراى دو روىّ مختلف است .
و حريرى در مقامات ، براساس همين فنّ « توأم » اين ابيات را سروده است « 1 » : ( كامل )
يا خاطب الدّنيا الدنيّة إنّها * شرك الرّدى و قرارة الاكدار
دار متى ما أضحكت فى يومها * أبكت غدا بعدا لها من دار
( اين دو بيت حريرى از اين باب است ) زيرا اكتفاى وى به آنجا كه گفته : « شرك الرّوى » و « ابكت غدا » شعر را در ضرب « مجزوء سالم » از بحر كامل و اتمام بيت آن را از نوع ضرب « مضمر مقطوع » از همان بحر ، قرار مىدهد ، هرچند دو قافيه ، و روىّ و مجراى آن دو مختلف است ، و قسمت عمده سوره « الرحمن » از اين باب است ، مانند قول خداى - تعالى - در آن سوره :
« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
« 2 »
»
و آيات ديگر تا آخر سوره چنين است ، پس همانا اگر ما به فاصله اول از دو فاصله ، نه فاصله دوم اكتفا مىكرديم - در صورتى كه قرآن بر آن وجه بود - كلام كامل و مفيد مىبود ، و با تكميل كلام به واسطه فاصله دوم كه در قالب تجاهل عارف ظاهر شده - از آن روى كه پس از شمارش نعمتها و تحذير از انتقامها ، امر معلوم به قصد توبيخ مورد استفهام قرار گرفته است - كلام معنايى زايد بر معناى خودش را بيان مىكند ، پس فاصله اول در نهايت مناسبت ، و استقرار بود ، و فاصله دوم متضمّن فنّ « ايغال » نيكو و مقرون به تجاهل عارف است ، و آيات مشابهى كه در سورههاى كتاب عزيز مىبينى بر آن قياس كن ؛ و اللّه اعلم .
همه بابهاى پيشينيان از اصول و فروع به پايان رسيد ، و از اينجا به بيان بابهايى كه خود استنباط و انواعى كه خود استخراج كردهام ، مىپردازم . و اكنون اول آن بابها :
هامش
( 1 ) - مقامه 33 ص 127 ، الايضاح ، ج 6 ص 115 ، . . .
( 2 ) - سورة الرحمن ؛ 55 ، آيات 33 - 36 .