تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
مناسب نيست . و در اين باب به شاهدى از كتاب عزيز دست نيافتم « 5 » جز قول خداى - تعالى - :
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
« 1 »
»
. پس فن تشابه اطراف اين جمله‌ها را بنگر تا قدر نظم اين كلام را بدانى .

باب توأم « 2 »

اين باب نيز از ابوابى است كه ابو اسحاق استنباط كرده ، و آن را « تشريع » ناميده ، و در تفسير آن گفته است : « تشريع آن است كه شاعر بيتى از شعر ، و نثرپرداز فصلى از نثر را بر دو قافيه قرار دهد ، به‌طورىكه وقتى به قافيه اول اكتفا شود شعر داراى وزنى است غير وزنى كه با آوردن قافيه دوم دارد ، و ليكن اختلاف وزن جز از جهت « ضروب » نيست و گرنه شعر ناچار بايد از يك « بحر » باشد ، و دو قافيه مىتواند متماثل و مىتواند مختلف باشد ، و حكم فصول نثر نيز چنان است كه وقتى در آن به سجع اوّل اكتفا شود ، كلام كامل و مفيد است ، و اگر سجع دوم به آن ملحق گردد ، همچنان مفيد و كامل است به اضافه معنايى كه از افزودن لفظ سجع دوم حاصل مىگردد ، وى ( مقصودم ابو اسحاق است ) گفتار شاعر « 3 » را شاهد آورده است : ( كامل )
و إذا الرّياح مع العشىّ تناوحت * هدج الرّئال تكبهنّ شمالا « 4 »
ألفيتنا نفرى العبيط لضيفنا * قبل القتال و نقتل الابطالا
پس اگر شاعر به وزن « رئال » و « قتال » اكتفا مىكرد ، اين دو بيت از نوع « ضرب » مجزوء
هامش
( 5 ) مورد ديگر در انوار الربيع ( ص 287 ) اين دو آيه كريمه است :« وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ يَعْلَمُونَ ظاهِراً . . . »سورة الرّوم ؛ 30 ، آيه 6 و 7 . ( 1 ) - سورة النور ؛ 24 ، آيه 35 . ( 2 ) - و آن از ابواب « اجدابى » است ، و آن را تشريع ناميده است ، و ابن حجّة در خزانة ص 119 ، آن باب را به همين اسم از او نقل كرده ، و از ابن ابى الاصبع آورده كه اين باب به علم عروض شايسته‌تر است ، و از علم بديع دور است . ( 3 ) - ديوان اخطل ص 43 . ( 4 ) - در همه نسخه‌ها چنين است ، و در ديوان اين‌گونه روايت شده است :و لقد علمت اذا العشار تروحت * هدج الرّئال تكبهنّ شمالاإنّا نعجل بالعبيط لضيفنا * قبل العيال و نقتل الابطالاو آن دو بيت در الطراز ج 3 ص 71 ، و معاهد التنصيص ، ج 2 ص 205 ، و انوار الرّبيع ، و خزانة ابن حجّة بدون انتساب به سراينده و با روايتهاى گوناگون نقل شده است . . .