كه جايز است تبديل به « واو » شود .
و مانند قول خداى - تعالى - :
« ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ
« 1 »
»
و اين آيه مانند آيه پيش است ؛ زيرا « واو » « ردف » بعد از « نون » صفت التزام يافته است .
و مانند قول خداى - جلّت قدرته - :
« فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ
« 2 »
»
، و همانا در اين دو فاصله « صاد » و « راء » لازم آمده است ، و « واو » ردف است ، با وجودى كه جايز است تبديل شود ،
و قول خداى - تعالى - :
« كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ وَ قِيلَ مَنْ راقٍ وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ
« 3 »
»
در اين آيات ، « واو » ، در فواصل آنها ، قبل از « الف ، ردف » لازم شده است . و قول خداى - تعالى ( دنبال آن سه آيه ) :
« وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ
« 3 »
»
، حرف « سين » قبل از « الف » ردف ، و بعد از الف و لام تعريف ، كه بر آن دو حرف داخل شده ، صفت التزام يافته ، آنگاه پس از آن گفته است :
« إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ
« 3 »
»
كه « سين » در اين آيه بر وجه التزام است .
و مانند قول خداى - عزّ و جلّ - :
« لَنُخْرِجَنَّكَ يا شُعَيْبُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَكَ مِنْ قَرْيَتِنا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنا
« 4 »
»
كه « تاء » قبل از « نون » صفت التزام ، يافته است ، و مثالهاى فراوان ديگرى از فواصل آيات قرآن عزيز كه فصيحان عرب را به سختترين وجه به زانو مىآورد ؛ زيرا چنان كه مىبينى در نظمى آسان و هماهنگ آمده ، پس منزّه است تكلّمكننده به اين كلام .
باب تشابه اطراف « 5 »
استنباط اين باب مخصوص به « اجدابى « 6 » » - صاحب كتاب « كفاية المتحفّظ » در علم لغت -
هامش
( 1 ) - سورة القلم ؛ 68 ، آيه 3 - 4 .
( 2 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 201 - 202 .
( 3 ) - سورة القيمة ؛ 75 ، آيات 26 ، 27 ، 29 ، 30 .
( 4 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 88 .
( 5 ) - و آن از انواع بديع اختراعى اجدابى است ، و از آن زير نام « التسبيغ » سخن گفته است . خزانة ابن حجّة ص 102 ، حسن التوسّل ص 90 ، نهاية الارب ج 7 ص 181 .
( 6 ) - اين نام در همه نسخههاى اصلى چنين ضبط شده ، ولى مشهور « ابن الاجدابى » است ، و ابن الاجدابى ، ابو اسحاق ابراهيم بن اسماعيل بن احمد بن عبد اللّه طرابلسى لغوى مغربى افريقايى است ، وى اديب و صاحب محفوظات و تأليفات بوده و از مشهورترين آنها كتاب او « كفاية المتحفّظ و نهاية المتلفّظ » و آن در علم لغت و غرائب كلام مورد نياز است ، نقل به اختصار از « معجم المطبوعات » سركيس .