تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
بگويى : « اصبح العسل حلوا » لفظ اصبح زايد است زيادتيى كه فايده‌اى ندارد ؛ زيرا نسبت حلاوت به عسل ، با فعل امسى ، چنان است كه با فعل « اصبح » است ، و همانا رمّانى براى اين لفظ تأويلى انديشيده كه به سبب آن ، از لفظ « اصبحوا » فايده‌اى عظيم حاصل مىشود ، كه اگر آن لفظ نبود آن فايده به دست نمىآمد ، تأويل وى اين است كه گفته : « چون شخص بيمارى كه در سراسر شب از دردهاى سخت رنج مىكشيد ، حالش در صبحگاه مورد توجه قرار مىگرفت ، پس اگر صبحگاهان از آن درد بهبودى مىيافت ، به سلامت او اميدوارى حاصل مىشد ، و احتمال بهبوديش از مرض مىرفت ، و هرگاه حالش ، در صبحگاه ، همچنان حالش در عصرگاه بود ، به سبب ( جريان امر بر خلاف ) عادت - كه آن هجوم دردها در شب ، و فروشدن آن در روز است - معلوم مىشد كه از بين مىرود پس حال افراد شقّى به بيمارى تشبيه شد كه حالش از درد ، در صبحگاه ، همچنان حالش در شامگاه بود ، و چنان كس ، از جمله كسانى است كه نااميدى از بهبود وضع او تحقّق يافته است ، و بنابراين لفظ
« فَأَصْبَحُوا »
معناى نيكو و به جايى را بيان داشته ، و از حالت زايد بدون معنى بودن خارج شده است ، و به نظر من ، اين آيه عيبى ندارد تا نيازمند تلاش براى تأويلى باشد كه عيب آن را بر طرف كند ، و كلام آيه به لفظ
« فَأَصْبَحُوا »
نيازمند ، و معناى آيه مبنى بر آن لفظ است ؛ توضيح مطلب اين است كه چون مدّت مرگ و اقامت در جهان برزخ مانند شب است ؛ زيرا مرگ مانند خواب ، و شب وقت خوابيدن است - و قول خداى - تعالى - :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها
« 1 »
»
آن مطلب را تأييد مىكند - و چون آخرين شب از شبهاى برزخ ، قيامت را به بار مىآورد و صبحگاه آغاز روز است ، و آغاز روز قيامت وقت حساب و سنجش اعمال و باز شدن نامه‌هاى عمل است ، و آنجاست كه سود از زيان بازشناخته مىشود ، و آن زمان ، صبح روز قيامت ، و بقيّه روز ، وقت پاداش و كيفر است ، پس آن‌كس كه اعمالش مقبول شود ، در صبح روز قيامت سودبرنده ، و كسى كه اعمالش بىمزد ماند صبح روز قيامت زيانكار است ، و چون خداى - سبحانه از اين تيره‌روزان خبر داده كه اعمالشان باطل شده ، ( - بنا بر همه اين مقدّمات ) به طور قطع دانسته شد كه ايشان ( گنهكاران ) صبح روز قيامت در زيانند ، و بنابراين مورد كاربرد ، لفظ « اصبحوا » را لفظ ديگرى شايسته نيست ، و معنى جز با آن لفظ تمام نمىشود ، و استشهاد وى ( رمّانى ) به « اصبح العسل حلوا » در وقتى كه عسل حالتش در عصرگاه مثل حالتش در صبحگاه باشد ، مورد آن مثل امورى است كه در دنيا روى مىدهد زيرا زمان دنيوى است كه داراى صباح و مساء است ، بنابراين وقتى « عسل » بر حالتى وارد صبح شود كه با آن وارد عصر شده ، پس قيد
هامش
( 1 ) - سورة الزّمر ؛ 39 ، آيه 47 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 293 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري