كه فايدهاش اندك و قوّتش كم است ، از نوع حيواناتى كه بر بيشتر از چاردستوپا راه مىروند ، فروگذاشت .
باب نوادر « 1 »
و آن بابى است كه قدامه « 2 » ، « اغراب » ، و « طرفه » ناميده و داراى اقسامى است : قسمى كه إغراب ( يا نوآورى ) در لفظ سخنور است ، و آن اغراب در بديع مىباشد ، مانند اغرابى كه براى ابو تمّام آمده ، پس او را در فنّ تشبيه ، اغرابى حاصل شده كه براى غير او محقق نگشته است ؛ كه فصيحان را در گذشته و حال عادت بر آن است كه زنان خوبروى را به خورشيد تشبيه كنند ، و آن را به اندازه تواناييشان در شكلهاى مختلف درآورند ، و وقتى ابو تمّام در مقام پرداختن آن تشبيه برآمد ، آن را بر وجه غريبى آورد كه از پيشينيان وى شنيده نشده ، و آن جايى است كه گفته « 3 » : ( طويل )
فردّت علينا الشّمس و اللّيل فاحم « 4 » * بشمس لهم من جانب الخدر تطلع
فو اللّه ما أدرى أ أحلام نائم * ألمّت بنا ام كان فى الرّكب يوشع
پس مهارت اين شاعر را ببين كه چگونه آهنگ معنايى نموده كه مردم آن را مبتذل كردهاند تا جايى كه رونق و طراوتش از دست رفته است ؛ آن معنى تشبيه زنان خوبرو به خورشيد مىباشد ، و هنگامى كه وى ( ابو تمام ) خواست آن معنى را بيان كند ، مهارت خويش را به كار گرفت تا با افزودن معنايى اضافى بر معنايى كه معروف بود ، آن را نغز و جالب جلوه دهد ، پس تشبيه را در قالب حقيقت آشكار ساخت ؛ زيرا در بيت اول بيان داشته كه خورشيد شباهنگام از سوى چهره اين محبوبه بازگردانيده شده و در بيت دوم تشكيكى آورده كه در مظهر تجاهل عارف اظهار شده تا
هامش
( 1 ) - منابع بحث اين باب : نقد الشعر زير نام « الاغراب و الطّرفة » ص 54 ، بديع ابن منقذ زير نام « النادر و البارد » ص 83 ، خزانة ابن حجة ص 223 .
( 2 ) - نقد الشعر او ص 54 .
( 3 ) - ديوان او ص 189 چاپ « المعارف » ، و در آن ، ميان آن دو بيت بيتى وارد شده به اين عبارت :« نضا ضوؤها صبغ الدجنة و انطوى * لبهجتها ثوب الظّلام المجدّع ( روايت ديوان « مجزّع » است . ). ( 4 ) - در نسخه « ت » چنين است . و در ديوان « راغم » ضبط شده و هر دو به يك معنى است ( فاحم - مشتق از فحم - فحوما - : بسيار سياه . و « راغم » - مشتق از رغم - رغما - : خوار ، خواركننده ، به خاك رساننده . ر ك : المعجم الوسيط حرف الفاء و حرف الراء . ) . . .