ثابت كند كه آن نورى كه شب را روز قرار داده تا جايى كه گمان برده كه نور خورشيد واقعى است ، به سبب تساوى مشبّه با مشبهبه است ، و آن تشكيك را با لفظى بيان نموده كه در آن از استعمال مجاز تشبيه به خبر حقيقى عدول كرده و گفته است : ( طويل )
فو اللّه ما ادري أ أحلام نائم * ألمّت بنا ام كان فى الرّكب يوشع
پس وى در بديع تشبيه اغرابى آورده كه سابق و لاحقى نداشته است ، و همانا از آن روى بديع ابو تمام به باب اغراب سزاوارتر است تا باب « سلامة الاختراع من الاتّباع » كه وى معناى تشبيه خوبرويان به خورشيد را ، اختراع نكرده ، بلكه معنايى به آن افزوده كه به واسطه آن ، معنى ، پس از آنكه معروف بوده ، غريب و بديع گرديده است .
و قسم ديگر اغراب ، اغراب در معنى است ، مانند گفتار متنبى « 1 » : ( بسيط )
ايطمّع الطّير فيهم طول أكلهم * حتّى تكاد على احيائهم تقع
وى آهنگ معنايى معروف را در اين فنّ بيانى نموده كه آن بالوپر گشودن پرندگان بر كشتهشدگان و همراهى لشگريان به سبب اعتماد به سيرى ، است وى اين معنى را با افزودن مبالغهاى مستحسن كه با اقتران به لفظ « تكاد » تحقّق يافته ، به معنايى رسانيده كه خود گفته است ، و در نتيجه در بيت شعر وى نكته طرفه و نوى حاصل شده كه براى ديگرى تحقّق نيافته است .
و قسمى از اغراب در كلام ، نه در معنى ، و نه در ظاهر لفظ ، بلكه در تأويل آن است ، و آن ، در كلامى است كه اگر بر ظاهرش حمل شود ، معنايش معيوب باشد ، و اگر تأويل شود به اسلوب كلام فصيح بازمىگردد ، و عيب ظاهرش را مىزدايد ، و آن تأويل است كه موصوف به فنّ اغراب مىباشد .
و در كتاب عزيز به قسمى از اقسام « اغراب » جز اين قسم دست نيافتم ، پس قول خداى - تعالى - :
« حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ
« 2 »
»
را در آن باب يافتم ، و بر ظاهر اين آيه اشكالى وارد است . از جهت اينكه لفظ « أصبحوا » در ظاهر زايد و بدون فايده است ، چرا كه اينان كه زيانكاريشان اعلام شده ، حالشان در عصر گياهان ، همان حالشان در صبحگاهان است ، و چنانچه
هامش
( 1 ) - ديوان او با شرح عكبرى ، ج 1 ص 419 ، در « الصناعتين » چاپ « الحلبى » بدون انتساب به متنبّى وارد شده و مصحّحان ديوان همانند ابو هلال آن را به برخى از شعراى محدث نسبت دادهاند ، و آن بيت در انوار الربيع ابن معصوم ص 699 موجود ، و در آن ، روايت شعر « على هامتهم » است .
( 2 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 53 .