تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
عدول نمود ، و چرا نگفت ؛ « و من يعرض عن ذكر الرّحمن » ، و كلمه « عشا » را براى « ضلالت » استعاره آورد ؟ . در جواب گوييم : نكته آن ، اين است كه لفظ استعاره مبيّن معناى مراد است ، بخلاف لفظ حقيقت ؛ زيرا اعراض دو قسم است : اعراضى كه پس از آن ، اميد اقبال هست ، و آن اعراض شخص مؤمن معتقدى است كه داراى نيكوترين اعتقاد است ، و ليكن براى او ، موجبات و اسباب لذّتى خودنمايى مىكند ، كه فكر وى را احاطه مىكند ، و قلب و عقل وى را به خود مشغول مىسازد و يادش را به آن لذّت ، يا لذّتى كه ضدّ آن است ، يا به امور ديگر دنيا متوجّه مىگرداند ، و در نتيجه در آن حالت از ياد خدا بازمىماند ، پس مصاحبت شيطان با او دايمى نيست ؛ زيرا ممكن است به خدا بازگردد و از آن حالت توبه كند ، و دوباره به ياد خدا روى آورد ؛ يادى كه از آن اعراض كرده ، و از پيش ، راه و رسمش را شناخته و به آن راه يافته و بر آن تربيت شده بوده است ، و يا اينكه عنايتى الهى كه نتيجه علم ازلى است ، و وى را به سوى خدا مىكشاند ، شاملش گردد ، و نوع ديگر اعراض ، اعراض بر وجه گمراهى از راه هدايت و سبيل خير است ، تا جايى كه اگر فرض مىكرديم كه مىخواست به راه خير روى آورد ، سابقه گمراهى و شقاوتى كه بر وى چيره شده ، مانعش مىگرديد . و مراد از اعراض در آيه ، اعراض ضلالت ، نه اعراض غفلت است ، پس ناگزير ، استعاره « عشا » براى ضلال ، در آن آيه نيكوست ، و اين اعراض‌كننده است كه براى او هرجا كه باشد و به هر جهت كه باشد ، به مصاحبت شيطان گمارده شده است ، و با آنچه گفته شد ، سرّ نكته‌اى كه موجب ترجيح عدول از لفظ حقيقت به لفظ استعاره شد روشن مىگردد . و از اين باب است گفتار خداى - تعالى - :
« الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ
« 1 »
»
، سپس خداى - سبحانه - بعد از آن گفت :
« وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
« 1 »
»
تا آخر آيه . گوينده‌اى ممكن است بگويد : « نكته‌اى كه موجب وصف مردان و زنان منافق ، نه مردان و زنان مؤمن ، به هم‌بستگى شديد گرديد چيست ؟ تا جايى كه تعويض محلّ دو جمله خبريه جايز نباشد ، كه در نتيجه هم‌بستگى شديد ميان مؤمنان و غير آن صفت هم‌بستگى ، ميان منافقان قرار داده شود ؟ » در جواب گفته مىشود : « چون مردان و زنان منافق همه از قوم يهود ، و ايشان از بنى اسرائيل بودند ، ازاين‌رو پيوستگى آنها پيوستگى خويشاوندى بود ، و چون مؤمنان از ملّتهاى گوناگون ، و امّتهاى مختلف بودند ، پيوستگى ايشان پيوستگى سببى بود ، و آن سبب دوستى در راه خدا و محبّت دربارهء او ، و هميارى در راه او بود ، و به همين سبب تعويض محلّ دو خبر - به اين شكل كه پيوستگى نسبى براى مؤمنان ، و سببى براى
هامش
( 1 ) - سورة التوبة ؛ 9 ، آيه 67 و 71 .