تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
جمع ، و مساكن ايشان نيز به لفظ جمع باشد ، و همانا از آن جهت گفتم مسكن افراد مخلّد در آتش يكى است كه خداى - تعالى - مىگويد :
« إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ
« 1 »
»
و مىگويد :
« إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً
« 1 »
»
، و منافقان در حقيقت كافرانند ، زيرا ايمانى كه از خود نشان مىدهند به سبب اينكه مخالف با چيزى است كه در دل پنهان مىكنند قابل اعتنا نيست ، و قول خداى - تعالى - :
« فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ »
اشعار مىدارد كه آتش را طبقاتى است ؛ برخى از آن طبقات ، اسفل ، و برخى از آنها اعلاست ، و به همين سبب بابهاى آن ، هفت باب است ، خداى - تعالى - گفته :
« لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
« 2 »
»
، پس آن آيه اعلام داشته كه طبقات آن هفت طبقه است ، و گروهها برحسب معبودهاى مختلفى كه دارند ، هريك ، به طبقه‌اى اختصاص يافته‌اند . اگر گفته شود : نكته‌اى كه به سبب آن بابهاى جهنّم هفت ، و بابهاى بهشت هشت باب است ، چيست ؟ » جواب آن ( از پنج وجه « 5 » است ) وجه اوّل اين است كه دوزخ زندان است ، و مصلحت ايجاب مىكند كه زندان تنگ باشد ، تا بر زندانى فشار وارد شود ، و بهشت خانهء گشايش است ، پس حكمت مقتضى وسعت آن است ، و به همين سبب ، خداى - سبحانه - گفت :
« عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
« 3 »
»
و به سخن از پهناى بهشت كه مستلزم وصف طول آن است بسنده كرد ، و هرگاه خانه به صفت وسعت متّصف باشد ، لايق و قابل تعدّد ابواب است ، و هرگاه تنگ باشد ، قابل كثرت ابواب نيست . وجه دوم اين است كه تعداد طبقات دوزخ - كه خداى - سبحانه - ما را از شرّ آن در پناه خود محفوظ دارد - برحسب تعداد ساكنان و داخل‌شوندگان آن آمده است ؛ و تعداد امّتها ، هفت است ؛ امّتى كه خدا را به تنهايى مىپرستد ، و امّتى كه جنّ را مىپرستد ، و امّتى كه انس را ، و امّتى كه گياه را ، و امّتى كه جماد را ، و امّتى كه ستارگان را ، و امّتى كه آتش را مىپرستد ، و آن امّتها در طبقات دوزخ درجاتى دارند ، پس از ميان بندگان خداى - سبحانه - تنها مرتكبان گناهان كبيره داخل دوزخ مىشوند ، و در بالاترين طبقات دوزخ جاى مىگيرند و غير جاويدند ، زيرا آن طبقه به آسايش و خروج از دوزخ نزديكتر است ، آنگاه برخى از ايشان بالاتر از برخى ديگرند ، و زبده مؤمنانى كه مرتكب گناه نشده‌اند ، و دربارهء ايشان گفته شده :
« لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها
« 4 »
»
هشتمين
هامش
( 1 ) - سورة النساء ؛ 4 ، دو آيه 145 و 140 . ( 2 ) - سورة الحجر ؛ 15 ، آيه 44 . ( 5 ) از پنج وجه مذكور تنها شرح دو وجه آمده است . بنابراين شرح سه وجه ديگر از اصل متن افتاده است و ممكن است « خمسة اوجه » محرّف از « وجهين » باشد . ( 3 ) - سورة ال عمران ؛ 3 ، آيه 132 . ( 4 ) - سورة الانبياء ؛ 21 ، آيه 102 .