داستانهاى ديگر نيز بر آن دو روش آمده است ليكن آنچه از اين داستانها به طريق ايجاز آمده ، متضمّن دلايل توجّهدهنده به مبسوط داستان نيست .
باب سلامت اختراع از تقليد « 1 »
و آن عبارت از اين است كه نخستين شخص ، معنايى كه سابقه نداشته اختراع كند ، و آن اختراعش همراه تقليد نباشد ، و از آن قبيل است ، گفتار خداى - تعالى - :
« إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ
« 2 »
»
. پس نفاست اين تمثيل را ببين ؛ تمثيلى كه متضمّن بسيارى مبالغه است ، و در عين حال جارى بر وجه حق است ، و در مظهر صدق ظاهر شده است ، و آن هنگامى است كه خداى - سبحانه - به سخن از ناتوانترين مخلوقات و بىارزشترين چيزى كه آن مخلوق مىربايد بسنده كرد ، و هركه باشد ، جز ذات خداى - سبحانه - را از آفريدن مثل آن ، هرچند مورد حمايت و مظاهرت باشد ، عاجز شمرده است ، آنگاه خداى از تمثيل به مقام آفرينش كه هر قدرتمندى هرچند مورد پشتيبانى و مظاهرت باشد ، از انجام مثل آن ناتوان است ، ( - از آن تمثيل ) فروتر آمده ، و بازپس گرفتن چيز بىمقدار اندكى را كه اين آفريده ناتوان ( مگس ) با وجود ناتوانيش ربوده ، و هر توانايى از ميان آفريدگان عاجز از بازپس گرفتن آن مىباشند ، مورد تمثيل قرار داده است ، پس به مقتضاى بلاغت ، در مراحل نزولى تمثيل منتقل شده است ؛ زيرا خداى - سبحانه - چون مىدانست كه در ناتوانى ايشان از آفريدن و ابداع ، مبالغهاى تحقّق نمىيابد ؛ آفرينشى كه هيچ قدرتمندى مدّعى آن نيست . و هيچ مخلوقى هرچند به او قدرتى تفويض و قوّتى بخشيده شده باشد ، فعل آفرينش از او انجام نمىگيرد . و ادّعاى آن متضمّن درجهاى از كفر و جهل است كه مساوى با ادّعاى خدايى و به دروغ برگزيدن صفت ربوبيّت است . ( پس بنا بر آنچه گذشت ) خداى - سبحانه - ايشان را به تمثيل به بازپس گرفتن آنچه اين مخلوق مىربايد با همه ناتوانى آن ، و قوّت ايشان تنزّل داده ، تا ناتوانيشان را به خودشان بنماياند ، و در نتيجه جانهايشان به وى ايمان آورد ، هرچند زبانهايشان
هامش
( 1 ) - اين باب ، و باب بعدى ، صفت « نقد » بيشتر بر آن غلبه دارد تا صفت بديع ، و ابن منقذ در كتابش « البديع » ازاينگونه انواع زير نامهاى : السّرقات المحمودة و المذمومة و نقل الجزل الى الحزل ص 68 ، و الرذل الى الجزل ص 97 . و باب مساواة الاخذ من المأخوذ منه ص 102 ، و فضل السابق على المسبوق و زير عنوانهاى ديگرى نام برده كه اگر پژوهشگر در آنها تأمّل كند ، صحّت گفتار ما را مىفهمد ، خزانة ابن حجّة ص 404 ، بلوغ الأرب ص 192 ، حسن التوسّل ص 82 ، نهاية الأرب ، ج 7 ص 164 .
( 2 ) - سورة الحجّ ، 22 ، آيه 73 .