تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
و بدانكه ايجاز بر دو قسم است : ايجاز طويل ، و ايجاز قصير . و ايجاز طويل كلام ، طول آن نسبت به همان كلام نه كلام ديگر سنجيده مىشود ؛ همانند ايجازى كه در داستانهاى پيامبران - عليهم السّلام - آمده است . و نيكوترين آنها ، داستان يوسف ( ع ) است . كه آن در يك سوره و به دو روش آمده است ، هرچند داستانهاى ديگر چنان آمده ليكن در غير باب ايجاز است : زيرا داستانهاى ديگر در يك سوره بر دو روش وارد نشده است . پس آن داستان از قول خداى - :
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ
« 1 »
»
تا گفتار خداى - تعالى :
« وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
« 2 »
»
با عبارت طولانى آمده ، و همان داستان در قول خداى - تعالى از زبان يوسف ( ع ) :
« يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
« 2 »
»
به اسلوب ايجاز و اختصار آمده است ، و همانا خداى - سبحانه - همه آن داستان كه بيانش در يك سوره كامل گذشته ، در يك آيه به اختصار آورده است ، و آن ، جايى است كه به اسباب روى دادن داستان اشاره نموده است ، پس همانا قول خداوند :
« وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً »
تا
« هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ
« 2 » « 3 »
»
به بيان رؤيايى كه سبب شد برادران يوسف بر او حسد برند ، و بر سر او آورند آنچه آوردند ، بسنده كرده ، و متضمّن اشاره به داستان يوسف ، از هنگامى است كه برادرانش وى را از پدر گرفتند ، تا اندكى پيش از آنكه به زندان بيفتد ، و قول خداى - تعالى - :
« وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ »
به سخن از زندان ؛ بسنده كرده است زندانى كه سبب ارتقاى وى به ملك مصر گرديد ؛ زيرا افتادن به زندان سبب شد تا رؤياى دو زندانى همراهش را تعبير كند ، و تعبير آن رؤيا سبب تعبير رؤياى ملك شود ، و تعبير رؤياى ملك سبب ملك شود ، و ملك ، سبب گردآمدن او با برادر تنى و ساير برادران و پدر و مادرش گردد ، پس خداى - سبحانه نخست داستان را به روش بسط و تفصيل براى كسى كه در راه يادگيرى آن مشاركت نداشته ، بيان داشته ، و سرانجام آن را به اسلوب اختصار براى كسى كه در طريق اطّلاع و علم به آن شركت داشته ، ياد نموده است ، و بيان آن را بر وجه مشروح بر اشاره به آن بروجه اجمال مقدّم داشته ، تا كسى كه آن را نمىدانسته از آن اطّلاع يابد تا وقتى به صورت اجمال بيان مىشود ، اشاره‌هاى اجمالى آن را درك كند ، و اين بيان نيكوترين بيانى است كه در باب ايجاز آمده است ، و
هامش
( 1 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 3 . ( 2 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 100 . ( 3 ) دو جزء اخير آيه در اصل متن ، به تقديم و تأخير آمده بود كه مطابق ترتيب آيه جابجا شد .