براى همه مردم نيست . و اللّه اعلم .
و در اين وجوه هفتگانه جاى سخن است ( زيرا از آن وجوه جز وجه اوّل خالى از اشكال نيست « 1 » ) و تقرير آن به اين شرح است كه :
سخن او ( امام فخر ) در وجه اول مبنى بر اينكه قول عرب « القتل انفى للقتل » متناقض است ؛ زيرا حقيقت يك چيز را نفىكننده همان چيز قرار داده ، - سخن وى صحيح نيست ، مگر در صورتى كه قتل اول همان قتل دوم باشد ، و حال آنكه چنان نيست ، زيرا مقصود عرب ، از قتل اول قصاص ، و از قتل دوم « عدوان » ( - تجاوز ) است ، پس گويا ايشان گفتهاند « القتل قصاصا أنفى للمقتل عدوانا » پس اين زوائد كلام را به منظور رعايت اختصار حذف كردند ؛ زيرا قرينهاى كه اين كلام همراه دارد بر آن دلالت مىكند ، و حذف در زبان ، امرى قبيح شمرده نمىشود و در كلام فصيح بلكه در فصيحترين كلام آمده است ، و سخن وى ( فخر الدين ) كه اين معنى جز با گفتار ايشان « للقتل قصاصا أنفى للقتل عدوانا » كاملا بيان نمىشود ، و اگر آن عبارت را بر زبان جارى كنند ، كلام طولانى مىگردد ، ( - اين سخن وى صحيح نيست ) زيرا ايشان نياز به اضافه اين قيود ندارند تا كلام طولانى شود ، و قرينه حاليّه موجب بىنيازى از آنها مىشود .
و سخن دربارهء وجه دوم به همين شكل است ، وى در اين وجه گفته است : « قتل به سبب قصاص از آن جهت كه قتل است بازدارنده قتل ناشى از ظلم نيست ، بلكه از آن جهت كه قصاص است ، مانع آن مىباشد » و گمان برده كه اين جهت در كلام عرب ، در نظر گرفته نشده ؛ در صورتى كه جهت مذكور ، در كلام ايشان منظور شده است ، زيرا قرينه حاليّه بر آن دلالت دارد ، و به سبب آن از تصريح به آن جهت ، بىنياز شدهاند .
و وجه سوم كه گفت حصول حيات مقصود اصلى است ، و نفى قتل براى حصول حيات مورد توجّه واقع مىشود ، و تصريح به مقصود اصلى لازمتر از غير آن است ، - همه آنچه گفته ، بنابراين است كه دو لفظ قتل را بر ظاهر خود باقى گذاشته در صورتى كه ما مىدانيم عرب ، از قتل واقع در آن جمله ، مطلق قتل را اراده نكرده زيرا عرب مىداند هرگاه الفاظ چند وجهى و غير صريح را قرائنى همراه باشد آن قرائن الفاظ را ، بر معنايى كه بر آن دلالت دارد ، تخصيص مىدهد ، و بنابراين ، تصريح بر مقصود اصلى به سبب قرينه درون نص ، نه برون آن ، تحقّق يافته و اين امرى
هامش
( 1 ) اصل متن داخل پرانتز چنين است : « إذ لا يسلم منها الّا الاوّل » ظاهرا در اين عبارت بايد تحريفى روى داده باشد ؛ زيرا مؤلّف همه وجوه را - به استثناى وجه پنجم ، و وجه ششم بنا بر توضيحى كه مترجم ذيل بحث از آن وجه آورده و وجه هفتم كه از آن سخنى نگفته - مورد اعتراض قرار داده است .