تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
و از موارد انگشت‌شمار در باب تصريح به مفعول گفتار بحترى است « 1 » :
قد طلبنا فلم نجد لك فى السّؤ * دد و المجد و المكارم مثلا
معنى ، اين است كه : « قد طلبنا مثلا فلم نجده » كه ضمير مفعول ، حذف شده است ؛ زيرا اين مدح در ( نيافتن ) مثل ، كامل مىشود . امّا طلب ، پس مانند مقدّمه‌اى است تا غرض مطلوب كلام بر آن بنا شود ، حال كه شأن جمله طلب چنان است ، [ پس اگر « 6 » ] مىگفت : « قد طلبنا مثلا فى السؤدد و المجد فلم نجده » ، در اين صورت نيافتن را بر خود « مثل » واقع نساخته بلكه بر ضمير آن واقع ساخته بود ، و معلوم است كه مرتبه كنايه به مقام تصريح نمىرسد ، و بر آن وجه آمده است قول خداى - تعالى - :
« وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ
« 2 »
»
و قول خداى - تعالى - :
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
« 3 »
»
كه همانا اگر از بيان اسم صريح به بيان ضمير مبادرت و گفته مىشد : « و بالحقّ انزلناه و به نزل » و « قل هو اللّه احد و هو الصّمد » ، آن شكوه و عظمتى كه اكنون دارد ، نمىداشت . امام قاضى ، شيخ عبد القاهر جرجانى - رحمه اللّه - در « دلائل الاعجاز » گفته است « 4 » : « يكى از موارد ايجاز ، حذف مبتداست ، و بيتهاى بسيارى براى آن شاهد آورده ، و به نيكويى آن حذف ، حكم كرده و سبب آن را بيان نداشته است . فخر الدّين بن الخطيب گفته است « 5 » : « گويا سبب آن ، اين باشد كه مبتدا ، در استحقاق اتّصاف به خبر به درجه‌اى رسيده كه بر وجه لزوم دانسته مىشود ، و شايسته موصوفى جز مبتدا نيست و براى غير آن تحقّق نمىيابد ؛ زيرا در عالم وجود ، جز آن مبتدا ، مبتدايى كه موصوف به آن خبر باشد وجود ندارد ؛ زيرا اين مبتدا در حقيقت و ذات خود چنان باشد يا طبق ادّعاى شاعر و بر سبيل مبالغه ، و در صورتى كه وضع مبتدا نيست به خبر چنان باشد ، ذكر آن ، اين مبالغه را از بين مىبرد ، و به همين سبب امام عبد القاهر گفته است : « هيچ اسمى در حالتى كه شايسته حذف است ، حذف نشده مگر آنكه حذف ، بهتر از ابقايش بوده است . و اين مطلبى كه
هامش
( 1 ) - ديوان او ، ج 1 ص 100 ، و حسن التّوسل ص 37 . ( 6 ) عبارت متن بديع القرآن چنين است : « و اذا كان كذلك قال : قد طلبنا مثلا فى السؤدد و المجد فلم نجده ، لم يوقع . . . » مترجم براى تصحيح و تكميل معناى عبارت قبل از قال ، « فلو » افزود . ( 2 ) - سورة الاسراء ؛ 17 ، آيه 105 . ( 3 ) - سورة الاخلاص ؛ 112 ، آيه 1 - 2 . ( 4 ) - ص 112 - 117 چاپ « المنار » . ( 5 ) - نهاية الايجاز فى دراية الاعجاز ص 143 چاپ « الآداب » سال 1317 ه .