تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
شجو حسّاده و غيظ عداه * أن يرى مبصر و يسمع واع
كه معناى آن بيت ناگزير ، أن يرى مبصر محاسنه و يسمع واع أخباره » ( - اينكه بيننده‌اى خوبيهاى او را ببيند و فراگيرنده‌اى خبرهايش را بشنود ) مىباشد ، و ليكن شاعر از بيان آن تظاهر به غفلت كرده است زيرا مىخواسته بگويد : كه اثبات فضايل وى را كافى است كه چشمى آنها را ببيند ، و يا گوشى بشنود ، تا بداند كه اوست كه يكتاى فضايل است ، و اوست شخصى كه فردى را نرسد كه در فضايلش هماوردى كند ، بنابراين مر ايشان ( دشمنان ممدوح ) را اندوه‌آورتر از اين نيست كه بدانند ، در اينجا ( در مقام عرضه فضايل ممدوح ) بيننده يا شنونده‌اى وجود دارد . منظور سوم ( از حذف مفعول ) اين است كه مفعول به سبب واضح بودن حذف شود ؛ مانند قول عرب : « اصغيت اليه » ( كه مفعول آن « اذنى » است ) يعنى « اصغيت اليه اذنى » ( - به او گوش فرا دادم ) و « أغضيت عليه » ( - بر او چشم‌پوشى كردم ) كه مقصودشان « اغضيت عليه جفنى » است ، و گاهى مفعول ضمير مقدر مىشود به شرط تفسير مانند قول عرب ( اكرمت ( در متن بديع القرآن بجاى آن « اكرمتنى » بود ، و چون به نظر مترجم وجهى براى صحّت نداشت ازاين‌رو با توجه به مثالهاى باب « تنازع » كتابهاى نحو به وجه مذكور در متن ترجمه تصحيح گرديد . ) ) و اكرمنى عبد اللّه » ( - عبد اللّه را بزرگ داشتم و او مرا بزرگ داشت ) - با رفع عبد اللّه و نصب آن - و بر آن وجه است قول خداى تعالى :
« وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
« 1 »
»
. و حقّ مفعول « مشيّت » اين است كه اگر موضوعى عظيم و يا امرى غريب باشد ، در كلام بيان شود و در كلام افصح مقدّر نمىشود ، و اگر آن مفعول امرى عظيم يا چيزى عجيب نباشد حذف آن بهتر است ، مثال قسم اول قول شاعر است : ( طويل )
و لو شئت أن أبكى دما لبكيته * عليه و لكن ساحة الصّبر اوسع « 2 »
چون اراده خون گريستن آدمى ، امرى عظيم بود ، شايسته بود مفعول اراده بيان شود ، و مثال قسم دوم اين است كه گويى : « لو شئت لخرجت » ( - اگر مىخواستم بيرون مىرفتم ) و از آن است قول خداى - تعالى :
« لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا
« 3 »
»
. و گاهى از تقدير مفعول ، به تصريح به آن مبادرت مىشود : زيرا تصريح مبيّن فخامت آن است .
هامش
( 1 ) - سورة النحل ؛ 16 ، آيه 9 . ( 2 ) - آن بيت از « خريمى » است ، و اسحاق بن حسّان مكنّى به ابو يعقوب و از نژاد عجم است ، و اين بيت از بيتهاى قصيده‌اى است از او ، كه در رثاى ابو الهيذام عامر بن عمارة الخريمى سروده است ، نگاه كن به : نهاية الأرب ، ج 7 ص 79 ، چاپ دار الكتب المصريّة ، و در آن كتاب « الحريمى » به حاء بدون نقطه ضبط شده و آن اشتباه است . و در « حسن التوسّل » ص 37 بدون انتساب به سراينده موجود است . ( 3 ) - سورة الانفال ؛ 8 ، آيه 31 .