تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
« لملّتنا » مىگفت : « عموم معنى » كه موجب حصول مبالغه است ، از بين مىرفت ، زيرا اگر بعد از « امّنا » بگويد : « لملّتنا » معناى خاصّ ، نه معناى عام را بيان مىكند ؛ و در نتيجه كلام از مبالغه مطلوب تهى مىشود ، و ليكن چون گفت : « لملّت » معناى عمومى كه از آن مبالغه حاصل مىگردد بيان نموده است ؛ زيرا آن مشقّتى كه اين قوم از ما ديدند ، مشقّتى است كه با وجود آن ، هر فرزندى ( براى مادر ) بيزاركننده مىشود ، و گفتار شاعر : و « ألجئوا » و « أدفأت » و « أظلّت » چنان است ، و همه آن جمله‌ها مفيد عموم است ، و اگر مىگفت : « ألجئونا » و « أدفأتنا » و « أظلّتنا » مبيّن معنايى جز معناى خاصّ نبود ، و در نتيجه معناى مبالغه ساقط مىشد . و قاعده بر اين است كه هرگاه تمام توجه مصروف اثبات مجرّد فعل بدون عنايت به شناخته شدن مفعول باشد ، در اين صورت بهتر ، حذف مفعول است ، و بر آن وجه است قول خداى - تعالى - :
« وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ
« 1 »
»
معناى آن ( يسقون ) ، يسقون اغنامهم و مواشيهم است » و معناى
« وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ »
و معناى تذودان ، « تذودان عنهما » است . و ( در جمله ) « قالتا لا نسقي » معناى « لا نسقى » معناى جمله « لا نسقى غنمنا » است . و سبب ( حذف مفعول در آن جمله‌ها ) مطلبى است كه گفتيم ؛ به اين تفصيل كه : مقصود آيه آن است كه در آن حالت از مردم عمل سقى ( سيراب كردن ) ، و از آن دو زن عمل ذود ، انجام مىشد ، و معناى قول آن دو : « لا نسقى » اين است كه عمل سقى از ما انجام نمىگيرد مگر وقتى كه شبانان بازگردند ( معناى فسقى لهما ) آن است كه از موسى ( ع ) عمل سقى انجام شد ، امّا اينكه آنچه سيراب شده‌اند گوسفندان يا شتران بوده ، خارج از معناى مقصود است ، و بيان آن موجب توهّم خلاف مقصود مىگردد ؛ زيرا اگر گفته مىشد : « و وجد من دونهم امرأتين تذودان عنهما » ، ممكن بود كه وى مطلق عمل « ذود » ( - منع گوسفندان از آبشخوار ) را زشت نشمرده ، و تنها ذود گوسفند را زشت شمرده باشد ، تا جايى كه اگر به جاى « غنم » ، « ابل » بود ، آن را زشت نمىشمرد ، چنان كه وقتى گويى : « مالك تمنع اخاك » منع مخصوصى را بد دانسته‌اى ، نه مطلق « منع » را از آن جهت كه منع است ، بلكه منع را از آن جهت كه به برادر تعلّق گرفته زشت دانسته‌اى . غرض دوم از حذف مفعول معيّن اين است كه قصد داشته باشى ، آن مفعول را بيان كنى ، و ليكن آن را حذف مىكنى ، تا نشان دهى كه نمىخواسته‌اى آن را اظهار دارى ؛ مانند گفتار بحترى « 2 » : ( خفيف )
هامش
( 1 ) - سورة القصص ؛ 28 ، آيه 23 - 24 . ( 2 ) - ديوان او ص 84 چاپ « الجوائب » ، سال 1300 ه . و نهاية الارب ، ج 7 ص 77 چاپ دار الكتب ، و حسن التوسّل ص 26 .