تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
« علفتها تبنا و ماء باردا »
كه معناى « ماء باردا » « و سقيتها ماء باردا » مىباشد . و مانند گفتار شاعر ديگر « 1 » : « ( مجزوء كامل )
و رأيت زوجك فى الوغى * متقلدا سيفا و رمحا
كه معناى « و رمحا » و معتقلا رمحا است . و از جمله موارد ايجاز كتاب عزيز كه بر قسم اول آمده ، قول خداى - تعالى - است :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 2 »
»
، پس بتحقيق خداى - عزّ و جلّ - در اوّل آيه بر هر نيكى امر ، و از هر كار زشتى نهى نمود ، و آيه را به رساترين موعظه پايان بخشيده و در فاصله آن لطف‌آميزترين يادآورى را بيان فرموده است . ( و اين همه ) با الفاظ معانى حقيقى است و در آن اقسامى از محاسن كلامى گرد آمده است : از جمله محاسن آن ، صحت تقسيم است ، زيرا خداى - سبحانه - همه اقسام معروف و منكر را فراپوشانيده است . و از جمله آن محاسن ، طباق لفظى ، و حسن نسق ، و تسهيم ، و حسن بيان و ائتلاف لفظ با معنى ، و مساوات ، و صحّت مقابله ، و تمكين فاصله ، و ايجاز است : امّا شرح اينكه آيه دربرگيرنده همه اقسام است ، اين است كه : خداى - سبحانه امر به عدالت نموده ، و آن عبارت از رفتار همراه با عدالت مكلّف ، نسبت به خودش و ديگران است ، آنگاه پس از عدالت به احسان امر فرموده ، و احسان اسمى است عام كه هر كار خيرى پس از عدل زير آن نام قرار مىگيرد . و همانا امر به عدالت را ازآن‌جهت كه واجب است مقدّم آورده ، و امر به احسان را از آن روى كه مستحب است ، دنبال آن قرار داده تا در نتيجه نظم كلام بر نيكوترين ترتيب سامان يابد ، و خويشاوند را بااينكه داخل در عموم كسانى است كه دربارهء ايشان امر به عدالت و احسان شده ، جداگانه بيان نمود تا مزيّت خويشاوند و فضيلت نيكى دربارهء او را بيان نمايد ، و از « فحشاء » و « منكر » و « بغى » با آوردن الف و لام جنس ، نهى فرمود تا همه امورى كه بايد از آن نهى شود فراگيرد ، چنان‌كه آوردن الف و لام جنس ، همه امورى كه بايد مورد امر قرار گيرد فراگرفت .
هامش
( 1 ) - اين بيت از عبد اللّه بن الزّبعرى است ، چنان‌كه در الكامل مبرّد ، ج 1 ص 189 وارد شده است . و در كتاب سيبويه ، ج 1 ص 307 ( چاپ بولاق ) بدون نام بردن از سراينده وارد شده و در آن كتاب « يا ليت زوجك » روايت شده ، و نيز در كتاب « الجامع لاحكام القرآن » بدون ذكر سراينده وارد شده و روايت آن : « أ رأيت زوجك » است . ( 2 ) - سورة النحل ؛ 16 ، آيه 90 .