تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
نمايى ، و فصل آن را بيان نكنى ، همانا حقيقت انسان را كاملا نشناسانده‌اى ؛ زيرا چيزى جز وجه مشترك تعريف را نياورده‌اى ، و وجه مميّز آن را بيان نكرده‌اى ، و چون برخى از انواع ايجاز آن است كه با لفظ معناى موضوع له دلالت بر معنى دارد ، و برخى از انواع آن ؛ گاهى با لفظ ردف ، و گاهى با لفظ مماثل ، و زمانى با لفظ مستعار دالّ بر معنى است ، و حقيقت ، اصل در كلام ، و مجاز فرع و ايجاز اصل است ، بنابراين اسم ايجاز كه اصلى است ، بر كلامى كه ظاهر لفظش دلالت بر معنايش دارد ، باقى مانده است ، و كلامى كه با تأويل دلالت بر معنى دارد ، به اسمهاى مجازى ناميده شده ؛ زيرا مفاهيم آنها مفاهيم مجازى است . پس اگر گفته شود : « بنابراين ( تعريفى كه براى ايجاز آمد ) فرق ايجاز و مساوات چيست ؟ » جواب گويم : « مساوات جز در يك معناى مفردى كه دربارهء آن با لفظى برابر ، نه زيادتر و نه كمتر سخن گفته شده ، تحقّق نمىيابد . و ايجاز در مقام سخن از داستانها و خبرهايى است كه در ضمن قطعه‌هايى از كلام مىآيد كه متضمّن معانى گوناگون است » و خلاصه فرق آن دو ، اين است كه مساوات در ضمن معانى جمله‌هايى تحقق مىيابد كه ابيات شعر و فصول كلام از آن تشكيل شده ، و تحقّق ايجاز در ضمن ابيات و فصول است ، آنگاه مساوات چنان‌كه با ايجاز حاصل مىشود با اطناب نيز همراه مىگردد ، پس همانا كلامى كه مقصود از آن تعظيم ، و يا تأكيد ، يا ايجاد ترس است ، معانى آن - به منظور تأكيد ، يا تفهيم به هوشيار و كودن - با تعدّد الفاظ ، متعدّد مىشود ، و يا معناى واحد با الفاظ گوناگون و مرادف بيان مىگردد ؛ با وجود اين كلام موصوف به مساوات است . پس برخى از انواع ايجاز به مساوات موصوف مىشود ، و برخى از آن صفت مساوات نمىپذيرد ، و مساوات گاهى ممكن است ، چيزى از آن در ابيات و فصول كلام واقع شود ، و فرق اين قسم مساوات و ايجاز آن است كه در ايجاز الفاظ كمتر از معانى ، و در مساوات لفظها نه بيشتر و نه كمتر از معانى است . و يكى از انواع مجاز ، آن است كه برخى از الفاظ مختصر مىشود ، و همه كلام با الفاظ معناى حقيقى مىآيد ، و اختصار آن ، از نوع اختصار الفاظ معناى مجازى است ؛ و اين نوع ايجاز ، اختصار اتباع ناميده مىشود ، و صورت آن شبيه به صور تلفيف است . مانند قول خداى - سبحانه - :
« وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ
« 1 »
»
، كه تقدير آيه - و الله اعلم - تبوّءوا الدّار و أخلصوا الايمان » است ، چنان‌كه شاعر گفته است « 2 » : ( رجز )
هامش
( 1 ) - سورة الحشر ؛ 59 ، آيه 9 . ( 2 ) - اين مصراع ، مصراع دوم بيت « ذو الرّمة » است ، و آغاز آن چنين است ؛« لمّا حططت الرّحل عنها واردا »، ديوان او ، چاپ اروپا ص 664 .