تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
و مجاز در مثبت جز در مفرد ، و مجاز در اثبات جز در جمله واقع نمىشود و امام علّامه عبد القاهر جرجانى اعتقاد داشته است كه تعريف مجاز در صورتى كه مفرد به آن موصوف گردد ، غير از تعريف مجاز در صورتى است كه جمله به آن موصوف شود ، سپس بدنبال آن گفته است : « و بايد به تعريف حقيقت و مجاز در مفرد آغاز كنيم » : و در تعريف حقيقت در لفظ مفرد گفته مىشود : آن هر كلمه‌اى است كه از آن معنايى اراده شود كه دلالتش بر آن معنى توسّط وضع واضع و بدون استناد به چيز ديگر است ؛ مانند دلالت اسد بر حيوان مشخّصى . و تعريف مجاز در مفرد ، عبارت است از هر كلمه‌اى كه از آن معنايى جز معناى مخصوص به آن در وضع واضع اراده شود ، و سبب آن مناسبتى ميان معناى اول و دوم باشد . و امّا تعريف حقيقت در جمله : پس آن عبارت است از هر جمله‌اى كه بر اين اساس استعمال كنى كه حكم مفهوم از آن حكم ثابت در عقل باشد ، و در جاى خود قرار گرفته باشد ؛ و اين معناى حقيقت در جمله است ، و مثال آن گفتار تو است كه گويى : « خلق اللّه العالم » . و هر جمله‌اى كه حكم مفهوم از آن را با نوعى تأويل ، از محلّ خود خارج ساختى ، آن مجاز است ، و هرگاه اين فصل از كلام قاضى را بپذيرى و اين هنگامى است كه با سخن فخر الدين بن الخطيب مخالف مىباشد در اين صورت يا كلام جرجانى را صحيح مىشماريم و يا سخن فخر الدين بن الخطيب را ، پس اگر كلام جرجانى را ملاك عمل قرار دهيم ، همه مثالهايى كه براى باب مجاز آورديم صحيح است ، و اگر به كلام فخر الدين عمل كنيم مثالها صحيح نيست ، و صحيح عقيده‌اى است كه پس از بيان مثالها باقى گذاشتيم ؛ و اللّه اعلم . و مجاز نزد صاحبان علم بيان دو قسم است : مجاز حذف ، و مجاز بدون حذف ، و براى مجاز بدون حذف ناقدان اسمهايى مشتق نموده‌اند كه اكنون مورد بحث نيست ؛ مانند استعاره كه از اين معنى مشتق شده كه لفظى براى استعمال در معنايى به عاريت گرفته شده است . و اين تقسيم چنان است كه برخى از ايشان ( اصحاب علم بيان ) گفته‌اند كه : « مجاز دو مجاز است ، مجاز استعاره و مجاز حذف » سخن از مجاز استعاره ، در باب استعاره گذشت ، و مجاز حذف مانند قول خداى - تعالى - :
« وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
« 1 »
»
و « العير » ( « و العير » دنباله آيه قبل و معطوف به « القرية » ، مىباشد ، و مصداق مجاز حذف است . ) و آنچه شبيه آن است ، مانند قول خداى - تعالى - :
« يا سَماءُ أَقْلِعِي
« 2 »
»
، و مانند اسمهايى كه لحظه‌اى پيش مقدّم داشتيم ( مقصود از اين اسمها بر مترجم معلوم نشد ، شايد كلمه اسماء در عبارت متن محرّف از « امثال » و مقصود مثالهايى باشد كه در مجاز اثبات و مجاز مثبت ( ص 276 - 281 ) گذشت . ، و همانا عرب حذف يك مضاف را به
هامش
( 1 ) - سورة يوسف ؛ 12 ، آيه 82 . ( 2 ) - سورة هود ؛ 11 ، آيه 44 .